ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣١٣ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
فرمود: به بندگى پروردگار خود افتخار مىكنم و بزهد و بىرغبتى بدنيا نجات و خلاص خود را از شرّ دنيا مىطلبم، و با ورع و عدم نزديكى بمحرّمات الهى اميدوار رسيدن بسعادت و فائز شدن به بهرههاى خداوندى و درجات قرب بدرگاه اويم، و با تواضع و فروتنى در اين دنيا آرزوى مقام بلند را بنزد پروردگار خود- عزّ و جلّ- دارم، مأمون گفت: من در نظر دارم خود را از خلافت خلع كنم و اين مقام را بتو بسپارم و با تو بيعت كنم، حضرت در پاسخ او فرمود: اگر اين خلافت از آن تو است پس خدا براى تو قرار داده است، و جائز نيست كه لباس و خلعتى را كه خداوند بقامت تو پوشانيده از تن بيرون كنى، و بغير خود بپوشانى، و بديگرى واگذار نمائى، و اگر اين مقام از آن تو نيست پس حقّ اينكه چيزى را كه از تو نيست بمن واگذارى ندارى، مأمون گفت: اى فرزند پيغمبر ناچارى از اينكه اين پيشنهاد را بپذيرى و اين فرمان را قبول كنى، حضرت فرمود: اين امر را از روى ميل و رغبت هيچ گاه نمىپذيرم. و پى در پى مأمون در اين موضوع تا چند روز اصرار مىورزيد و پافشارى مينمود تا بالاخره از آن مأيوس گشت، ناچار بحضرت پيشنهاد كرد كه: اكنون كه آن را (خلافت را) نمىپذيرى، و حاضر نمىشوى كه من بعنوان خلافت با تو بيعت كنم پس ناچار وليعهدى مرا بايد قبول كنى [تا خلافت پس از من از آن تو باشد]،