ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٠٦ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
هستيد؟ حضرت فرمود: بله من امامم، ابن قياما گفت: من خدا را شاهد ميگيرم كه تو امام نيستى، امام مدّتى سر بزير افكنده خاموش بود و با انگشت بر زمين ميزد بعد سر برآورده فرمود: از كجا ميدانى كه من امام نيستم؟ ابن قياما گفت: چون ما را روايت كردهاند از امام صادق ٧ كه فرموده است: امام عقيم و بدون فرزند پسر نخواهد بود و سنّى از شما گذشته و فرزندى نداريد! حضرت بار ديگر بفكر فرو رفت و بيش از پيش طول داده آنگاه سر برافراشت و گفت: من نيز خداوند را شاهد مىگيرم كه چند روزى نمىگذرد كه خداوند رحمان بمن پسرى عنايت خواهد كرد. عبد الرّحمن بن ابى نجران گويد: ما ماهها را انگشت شمارى ميكرديم، از آن روزى كه اين سخن رفته بود يك سال نگذشته بود كه خداوند حضرت جواد ٧ را به او عطا فرمود، و گفت: اين حسين بن قياما در بيت هنگام طواف متحيّر ايستاده بود، امام موسى بن جعفر عليهما السّلام بر او گذر كرده پرسيد: چرا در اينجا متوقفى، چه شده است ترا؟ خدا ترا حيران كند! و در اثر اين نفرين او واقفى شد.
مترجم گويد: «گفتگوى ما بين ابن قياما و حضرت رضا ٧ در مدينه واقع شده، زيرا ميلاد حضرت جواد ٧ در ماه رمضان سال ١٩٥ در مدينه بوده است.