ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٢٩ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
خدا، و خداوند هم شاكرين را جزا خواهد داد، و اجر نيكوكاران را ضايع نخواهد گذاشت، و بدرستى كه وى عهد خود را بمن واگذارده و خلافت و امارت را پس از خود بمن سپرده، پس هر كس عقد و پيمانى را كه خداوند به حفظ و نگهدارى آن امر فرموده بگشايد، و گرهاى را كه خداوند محكمى آن را خواسته سست كند و بشكند، حريم و قرقگاه خدا را ناچيز گرفته و تعدّى نموده و شكسته، و محرّمات الهى را حلال دانسته است، زيرا بدين كار، حقّ پيشوا را ضايع كرده و امرش را اطاعت ننموده و به اسلام و آئين خداوند بىحرمتى كرده است، چنان كه در گذشته اين كار صورت گرفت (حرمت وصايت رسول خدا ٦ نگهداشته نشد) و شخص وصىّ بر آن نابكاريها و اعمال خلاف صبر نمود و پس از آنهم در دوران قدرت متعرّض آن نشد از بيم آنكه مبادا تفرقه ايجاد شود و اسلام سست گردد، و رشته وحدت و اتّحاد مسلمين بگسلد زيرا كه افكار زمان جاهليّت در مغزها باقى بود و بدان نزديك و قريب العهد بودند، و منافقين كاملا كمين كرده و در راه يافتن فرصت نشسته بودند تا دستاويزى پيدا كرده و شرّ بپا كنند، و اكنون هم نمىدانم سرانجام با من و شما چه رفتارى خواهد شد، قلم قضا نيست مگر بدست خدا و او بدرستى آشكار سازنده حقّ است و بهترين فصلكننده و جدا سازنده حقّ از باطل است.
١٧- باز بيهقىّ بسند مذكور در متن از جهم روايت كرد كه گفت: