ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥١٩ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
نيست، و آنكه هست بنام «حسين بن بشّار» است كه گفتهاند واقفى مذهب بوده و سپس به مذهب حقّ بازگشته است و در ضمن علّامه حلّى- رضوان اللَّه عليه- گويد: وى مورد اعتماد است، بنظر حقير حسين بن يحيى تصحيف شده است، چون صورت كتابت آن زمان يحيى به حسين نزديك بود: يحيى را «يحيى»، و الحسين را «الحسين» شبيه بهم مىنوشتند».
دلالت ديگر:
٢٢- محمّد بن احمد سنانىّ- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از هرثمة بن اعين روايت كرد كه گفت: من بر آقا و مولايم علىّ بن موسى عليهما السّلام در خانه مأمون وارد شدم و در آنجا شهرت يافته بود كه علىّ بن موسى از دنيا رفته است- و اين درست نبود- من وارد شدم و اذن ملاقات طلبيدم، هرثمه گويد:
در ميان خدّام مأمون كه مورد اطمينان بودند جوانى بود كه او را «صبيح ديلمىّ» مىناميدند، و او سخت و بحقّ آقايم را دوست ميداشت، در آن زمان آن جوان خارج شد و چون مرا ديد گفت: اى هرثمة آيا تو نميدانى كه من در پنهان و آشكار معتمد مأمون هستم و از اصحاب سرّ و علن اويم؟ گفتم: صحيح است، گفت: اى هرثمه بدان كه مأمون مرا با سى تن از غلامان ديگر كه مورد اطمينان او