ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٠٩ - باب ٤٣ اشعارى كه در باره حلم و سكوت در مقابل جاهل و ترك عتاب دوست و جذب دشمن تا آنكه دوست شود، و پرده پوشى فرموده است
ارث بجاى عموها ببرند؟! حضرت فرمودند: سپس خوابيدم ناگاه در عالم خواب ديدم شخصى چهار چوب درب را گرفته، و ميگويد:
|
أنى يكون- و ليس ذاك بكائن- |
للمشركين دعائم الاسلام |
|
تا آخر شش بيت كه در متن ذكر شده است. ترجمه اشعار:
١- از چه رو و براى چه- و اين شدنى نخواهد بود- كه مشركين پرچمداران اسلام باشند.
٢- دخترزادگان نصيب ارث خود را از جدّشان ميبرند، در حالى كه عمو بدون سهم الارث كنار ميرود.
٣- آنكه در لشكر كفر بوده و اسير مسلمين شده و با فديه آزاد گشته[١].
چگونه ارث نبوّت برد؟ چه بسا آزاده شده كه از ترس شمشير اظهار اسلام كرده.
٤- و قرآن از پيش، تو را بفضل و مقام آنكه ارث بر بود (به آيه مباهله و آيه تطهير و آيه خاتم بخشى ووو) خبر داده است و آنچه از احكام در باره او بود گفته است.
٥- آن فردى كه فرزند فاطمه (بنت اسد)؛ كه مشهور و زبانزد همگانست او ارث نبوّت را ميبرد از عموزادهها.
٦- امّا فرزند نتيله (بنت جناب، مادر عبّاس بن مطّلب) در كنار متحيّر مىايستد و مىگريد و خويشانش با وى همدمى ميكنند.
[١]- مراد عبّاس بن عبد المطّلب ميباشد كه در جنگ بدر بدست مسلمين اسير شد و با فديه آزاد شد.