ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٤٥ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
مشهور است او منافقين را كه قصد ترور پيامبر را در ليله عقبه داشتند شناسائى كرده بود) نمىگفت: تو را بخدا سوگند مىدهم كه بگوئى آيا من از منافقين هستم؟! و اگر پيغمبر ٦ باو گفته بود كه تو از اهل بهشتى (با اين حال) رسول خدا ٦ را تصديق نكرده و از حذيفه مىپرسد! پس معلوم مىشود كه حذيفه را تصديق كرده بود، ولى پيغمبر خدا را نه! پس اين خلاف مسلمانى است، و چنانچه رسول خدا را تصديق كرده بود، پس چه دليلى است كه از حذيفه بپرسد، و اين دو خبر با هم تناقض دارد.
يكى ديگر از آنان گفت: بلا شكّ رسول خدا ٦ فرموده است: من را با امتم در ميزانى سنجيدند و من بر امتم رجحان يافتم، سپس بجاى من ابو بكر را با امت من سنجيدند، ابو بكر بر آنان چربيد، آنگاه عمر را سنجيدند، او نيز بر آنان چربيد، آنگاه ميزان را برداشتند.
مأمون گفت: اين محال است از جهت اينكه از دو حال خالى نيست: يا جسمشان را وزن كردند يا اعمالشان را، اگر گويى جسمشان را سنجيدند پس اين درست نيست، كه وزن ظاهر ايشان از همه امّت افزون باشد، و اگر افعال آنان را با امّت سنجيدند، در آن وقت كه همه اعمال امّت حاضر نبود، و هنوز خلق