ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٤٥ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
داشتم كه با خدايم بدان چه عهد بستهام وفا كنم، و كسى را جز ابو الحسن علىّ بن موسى مستحقّ اين امر (خلافت) نديدم، لذا آن را در اختيار وى قرار دادم امّا او نپذيرفت مگر بدان طريق كه خود ميدانى، اين بود سبب اين بيعت بولايتعهدى.
ريّان گويد: من گفتم خداوند امير را موفّق بدارد، بعد گفت: اى ريّان چون صبح شد و آفتاب برآمد در ميان جمع صاحب منصبان رو و فضائل امير مؤمنان علىّ بن ابى طالب ٧ را براى ايشان بگو، گفتم: اى امير من در اين مطلب جز آنچه از تو شنيدهام چيزى نميدانم، آيا همان را براى آنان بازگو كنم؟ گفت:
سبحان اللَّه! احدى را نمىيابم كه مرا در اين امر يارى كند، من اهل قم را محرم اسرار خود ميدانستم.
مترجم گويد: «مراد آنست كه در گفتن فضائل علىّ بن ابى طالب ٧ نتيجه اين مىشود كه مردم با اولاد و مقام آنان در نزد خداوند و قربشان به رسول او- ٦- آگاه ميشوند و بصحت كار من پى ميبرند».
ريان گويد گفتم: احاديثى كه از شما شنيدهام براى ايشان بازگو كنم؟
گفت: آرى، آنچه از من در فضيلتها شنيدى بگو. چون صبح شد من بميان سران