ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٠٨ - باب ٣٤ عللى كه فضل بن شاذان ذكر كرده است
بطاعت فرمان او نهند، هيچ كس سر باز نمىزند از اينكه فرزندان و ذريّه او را اطاعت كند، و آن چندان بر كسى گران نيست كه فرمانگزار اولاد پيامبرش باشد و اطاعت از ذريه رهبرش نمايد، ولى اگر بعكس امامت در غير فرزندان رهبر باشد همه كس خود را ذى حقّ ديده بلكه شايستهتر از ديگران به سرپرستى و پيشوائى امّت ميداند، و از اين رو چنان كبر و نخوت و خودخواهى گريبانگير آنان خواهد شد كه ديگر زير بار طاعت آن كس كه او را كمتر از خود ميپندارند نخواهند رفت، و اين خود موجب فساد و نفاق و اختلاف خواهد شد.
و چنانچه فردى بگويد: چرا اقرار به يكتائى خداوند و شناختن وحدانيت او بر خلق واجب است؟ گفته مىشود: بجهات مختلفى كه از جمله آنها اينست كه اگر بر آنها واجب نمىشد اين اقرار و شناخت، ممكن بود كه دو مدبر يا بيشتر براى عالم تصور كنند و اگر چنين چيزى جايز بود راه شناخت نبود و خالق حقيقى خود را از آن ديگر تميز نمىدادند، زيرا هر انسانى نمىدانست كه كدام يك از آن دو، خالق اوست، و كسى را كه آفريننده او نيست او را اطاعت ميكرد و بر هيچ كس معلوم نبود كه كداميك او را خلق كرده است و امر كدام را بايد بپذيرد و اطاعت نمايد، و از منهيّات كدام نهىكننده بايد