ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٥٤ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
گفتهاند و كتابهاى آن را در منابر بر شما قراءت كردهاند، و نيز آنچه اهل و مردم دنيا از شما گرفته و بديگران رساندهاند معلوم و آشكار است.
و شكر ذو الرّياستين و قدرشناسى او از موقعيّت امير المؤمنين مأمون بدان جا رسيد كه همه اختيارات بدو محوّل شد، قيام او براى احقاق حقّ امير، و بذل خون خود و برادرش ابو محمّد بن سهل، كه پاك و خوش طينت، و خوشخوى و پسنديده سيرت بود تا بحدّى كه از گذشتگان پيشى گرفت و بر همه رستگاران برترى يافت و در برابر، پاداش امير المؤمنين مأمون بدو اموال بسيار و اراضى وسيع و پهناور، و جواهرات بيشمار بود، هر چند با فعّاليّت يك روز او، و يك مقام از مقاماتى كه او گذراند برابرى و وفا نميكند، لكن با اين همه او از جهت بىرغبتى در اينها و بلندى همّتش، و وافر ساختن مال مسلمانان و دورى كردن از مال و منال دنيا و حقير دانستن آن، و ترجيح دادن آخرت به دنيا، و شدّت ميل بآخرت، همه اينها را واگذاشت.
و از امير المؤمنين استعفا خواست و مرتّب طلب بازنشستگى از امير المؤمنين مينمود و اظهار بيميلى بوزارت ميكرد، و اين استعفا خواستن و زهد در جاه و مال بسيار عمل بزرگى در نزد امير و ما بود، چون خداوند ما را