ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٤٩ - باب ٣٤ عللى كه فضل بن شاذان ذكر كرده است
گفته مىشود: براى اينكه او در آن هنگام ناپاك است و خداوند نخواسته است عبادت شود مگر با طهارت، و براى اينكه روزه براى كسى كه نمازى براى او نيست درست نيست.
و اگر بپرسد: چرا بايد روزه را قضا كند ولى نمازش قضا ندارد؟ گفته مىشود كه براى چند جهت: اوّل اينكه گرفتن روزه او را از كارهاى لازم زندگى خود باز نمىدارد و از خانهدارى و خدمت بشوهرش و انجام فرمان او و اصلاح امور منزل و شستشو و نظافت مانع نمىشود، ولى نماز وقت را مىگيرد و مانع از انجام همه امور ديگر مىشود، زيرا نماز در شبانه روز مكرّر واجب مىشود، و زن قدرت آن را ندارد كه هم نمازهاى مدّت ناپاكى خود را بجاى آورد، و هم نمازهاى ايّام پاكى، و هم كارهاى لازم و ضرورى زندگى زناشوئى يا فردى خود را انجام دهد، ولى روزه اين چنين نيست.
و يكى ديگر از علّتهاى آن اينست كه نماز، خود زحمت نشست و برخاست و تحرّك و جنب و جوش لازم دارد، ولى در روزه از اين امور نيست، و تنها نخوردن و خوددارى كردن از مفطرات است نه حركت و جنبش و فعّاليت.
و ديگر اينكه در تمام مدّت شبانه روز هيچ وقت جديدى نمىرسد مگر اينكه در آن نماز جديدى واجب مىشود، ولى روزه اين طور نيست كه هر روز كه