قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٨ - برهان مشهور استحاله انتقال عرض
امام فخر رازى در اينجا كوشيده است برهان را بر وجهى تقرير نمايد كه اشكالات سابق بر آن وارد نيايد، بهاين ترتيب كه مىگويد: تعيّن در عرض معيّن بدون شك عارض بر ماهيت است و اين تعيّن را يكى از سه امر اقتضا مىكند كه عبارتند از:
١. نفس ماهيت
٢. چيزى از لوازم ماهيت
٣. امرى كه از لوازم ماهيت نيست.
اگر تعيّن عرض را امر اول و دوم، يعنى نفس ماهيت يا چيزى از لوازم ماهيت اقتضا كند، لازم مىآيد كه نوع عرض در شخص آن منحصر شود، در حالى كه چنين نيست.
علاوه بر اين اشكال، اشكال ديگرى نيز لازم مىآيد و آن عبارت است از اينكه عرض، قائم به ذات و بىنياز از همۀ موضوعات خويش مىگردد. زيرا در آن هنگام تعيّن، مقتضاى ذات آن خواهد بود و به همين دليل قائم به ذات و بىنياز از موضوع خواهد شد.
و چون اين امر بالضروره باطل است، معلوم مىشود كه تعيّن و خصوصيت عرض، علتى خارج از ذات خويش دارد. اكنون اين امر خارج از ذات كه علت تعيّن و خصوصيت عرض است، ممكن است يكى از سه امر زير باشد:
١. محلّ عرض
٢. حالّ در عرض
٣. نه حالّ و نه محلّ عرض
اگر آن امر عبارت باشد از محلّ عرض، اين اشكال لازم مىآيد كه مفارقت عرض از محلّ خويش همواره ممتنع باشد. و اگر آن امر عبارت باشد از حالّ در عرض، لازم مىآيد كه عرض در وجود به موجد خود و در تشخّص به حالّ در خود قائم باشد كه در آن هنگام از محل بىنياز خواهد بود. و با فرض بىنيازى از محل، اطلاق عرض بر آن روا نيست و اين خلاف فرض است. اين اشكال معمولا با كلمۀ «هذا خلف» تعبير مىگردد.
اما اگر آن امر، نه حالّ در عرض و نه محلّ آن باشد، در اين صورت اين اشكال پيش مىآيد كه نسبت آن امر به عرض با نسبت آن به غير عرض، يكسان خواهد بود و طبعا چنين امرى نمىتواند علت تشخّص و تعيّن چيزى قرار گيرد.
پس از ذكر بطلان شقوق مذكوره در برهان، امام فخر رازى مىگويد علت تعيّن و خصوصيت در عرض معيّن، همانا موضوعى است معيّن و محفوف به اعراض كه آن