قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٣٩ - التسلسل محال
يمكن أن يكون علّة ممكنة، فإنّا جمعنا كلّ علّة ممكنة الوجود فى هذه الجملة فهى إذا خارجة عنها و واجبة الوجود بذاتها فقد إنتهت الممكنات إلى علّة واجبة الوجود فليس لكلّ ممكن علّة ممكنة بلا نهاية ١.
حكيم بزرگ اشراقى شيخ شهاب الدّين سهروردى نيز به همين منوال از طريق استحالۀ تسلسل جهت اثبات وجود واجب، كه از آن به نور الانوار تعبير مىكند، استدلال نموده است. چنانكه مىگويد:
. . . ثم لا يذهب الأنوار القائمة المرتّبة سلسلتها إلى غير النّهاية، لما عرفت من البرهان الموجب للنّهاية فى المترتّبات المجتمعة، فيجب أن ينتهى الأنوار القائمة و العارضة و البرازخ و هيئآتها إلى نور، أى مجرّد عن جميع المواد قائم بذاته ليس ورائه نور و هو نور الأنوار، لأنّ جميعها منه. . . ٢.
از آنچه تاكنون گذشت، معلوم مىشود كه فلاسفۀ پيشين اسلامى، جهت اثبات مسائل فلسفى به قاعدۀ «استحاله تسلسل در علل» تمسك كرده و استدلال نمودهاند.
ولى براى اثبات ابطال تسلسل و اقامۀ برهان در اين مورد، با نهايت اختصار برگزار كرده و در كتابهاى خودشان جاى مهمى را به بحث گستردهاى در اين باب اختصاص ندادهاند. در ميان فلاسفۀ پيشين، آنكه از همه بيشتر به بحث از اين قاعده پرداخته و فصل مشبعى را به آن اختصاص داده است، ابو على سينا است. ولى از زمان امام فخر رازى قاعدۀ «استحاله تسلسل در علل» بهطور مبسوط مورد بحث و گفتوگو قرار گرفته است و متكلمين بعد از وى نيز در اين باب داد سخن دادهاند؛ اگرچه مىتوان گفت كه چيزى بر آنچه امام فخر رازى در كتابهاى خود آورده است، نيفزودهاند و اگر احيانا چيزى افزودهاند، براساس محكمى استوار نيست.
امام فخر رازى، براى بحث از ابطال تسلسل در علل، فصل مخصوصى منعقد كرده است و در آن فصل جهت اثبات استحالۀ تسلسل سه برهان اقامه نموده است. سپس كليۀ اشكالهايى كه ممكن است بر آن براهين وارد شود، مطرح كرده و با نقض و ابرام فراوان، چنانكه شيوۀ مخصوص وى است، به آنها پاسخ داده است. در اينجا عين عبارات امام فخر رازى در تقرير براهين مزبور نقل ولى از ذكر اشكالات و نقض و ابرامهاى وى، به علت طولانى بودن آن صرفنظر مىشود.
[١] النجاة. ص ٣٨٣-٣٨٤.
[٢] حكمة الاشراق (همراه شرح قطب الدين شيرازى) . ص ٣٠٦-٣٠٧.