قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٩ - برهان مشهور استحاله انتقال عرض
اعراض از حيث زمان بر اين عرض مورد بحث، مقدم است و در اين هنگام هرگاه عرض از اين موضوع جدا گردد، خصوصيتى كه علت تعيّن آن بوده از بين مىرود و انتقال آن به موضوع ديگر جايز نخواهد بود.
اين بود تقرير برهان بر آن وجه كه امام فخر رازى شايسته و سزاوار خويش مىداند.
اما با همۀ ذكاوت و مهارتى كه در اين فن از خود نشان داده و با همۀ نقض و ابرامهايى كه در برهان به كار برده، به يك نكته توجه نكرده است و علت خصوصيت و تعيّن عرض معيّن را فقط موضوعى دانسته است كه محفوف به اعراض سابقه است. اما اگر اين سؤال مطرح شود كه علت تعيّن و خصوصيت اعراض سابقه در آن موضوع چيست، پاسخ قانع كنندهاى نخواهد داشت و جز «كرّ على ما فر» كار شايستهاى انجام نخواهد داد.
امام فخر رازى پس از ذكر يك سلسله اشكال و جواب در باب امتناع انتقال عرض، عبارتى آورده كه به عقيدۀ نگارنده بهترين عبارت و كوتاهترين سخن در اين باب است.
آن عبارت اين است:
و أما الاعراض فانّها كما احتاجت فى حدوثها احتاجت فى وجودها الحادث الّذى هو تعيّنها الى الموضوعات، فاذا مفارقتها عنها توجب انعدامها ١
در اين عبارت، محال بودن انتقال عرض بهطور روشن بيان شده است. زيرا مقولۀ عرض همانطور كه در حدوث به موضوع نيازمند است، در بقاء وجود خويش نيز كه عبارت است از تعيّن آن، به موضوع نيازمند است، و در اين هنگام هرگونه جدايى و مفارقت عرض از موضوع موجب انعدام آن خواهد بود. پس اگر مفارقت عرض از موضوع موجب انعدام آن است، انتقالش به موضوع ديگر نيز غيرمعقول مىگردد.
مطلبى كه در اينجا از امام فخر رازى نقل شد، با وجود اختلافى كه در طرز تعبير ديده مىشود، درست همان مطلبى است كه از رسالۀ تعليقات فارابى نقل شد. چون فارابى نيز مفارقت عرض را از موضوع، موجب ابطال و انعدام آن مىداند و طبعا انتقال آن را به موضوع ديگر محال و غيرمعقول به حساب مىآورد.
قاضى عضد الدين ايجى (٧٠٠-٧٥٦ ه ق.) قاعدۀ امتناع انتقال عرض را به تفصيل و در سطح گستردهاى مورد بحث قرار داده است كه ما در اينجا به ذكر دو دليل از جميع ادلهاى كه وى در اين مورد اقامه كرده اكتفا مىكنيم: دليل اول اينكه، اگر عرض از
[١] همان. ص ١٥٤.