تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢ - منتخباتى از كلبه عمو تام تأليف مادام هريت بيچراستو
نتوان رست . » [١] « آيا آدمى در دهان خود شربتى ( شراب ) مى ريزد كه عقل او را تباه سازد ؟ اى مايع پليد و اى جوهر سيال بىهوده نامت را « باده » نهادهاند ، اگر تو را نامى بايد كه بدانت ستايند همانا كه بايد شيطانت لقب كنند . » [٢] « اگر با دشمنى هزاران كار مى توان كرد ، ليكن اثر دوستى صد چندان است ، ، عشق از هيچ همه چيز آفريده و از سبكى سنگينى ساخته ، از نخوت تواضع و از سركشى فروتنى ايجاد كرده ، از اشباح معدوم هياكل موجود پرداخته و از پيكرى سخت چون آهن ، بالشى نرم چون موم فراهم آورده ، از دود دل عاشقان اشعهء نور روان داشته ، آتش بغض و عداوت از او برد و سلام و دل دادگان سودا زده را شفاى اسقام و آلام . اوخ كه خواب از ديده گان ربوده و هستى را نيستى نموده » [٣] « افسوس كه قاتل حقيقى روح انسانى زر است زهرى كه من در شيشه دارم آرى زر ، طلاست كه در اين جهان ننگين بيش از هر سم جان گداز بىگناهان را هلاك ساخته است . » [٤] « عشق خارى است بر گلبن شباب مى رويد و اين وى و هوسهاى كه به نظر ما همه به كارهاى ديوانگان مى ماند در وجود همهء اطفال طبيعت سرشتهاند . » [٥] منتخباتى از كلبه عمو تام تأليف : مادام هريت بيچراستو « خوانندهء عزيز شايد شما هم به بيانات اين مردى كه ادعاى انسانيت دارد بخنديد اما خودتان خوب مى دانيد كه سود جويان هر روز به انسانيت چه رنگها مى زنند
[١] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٤٧ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٥١ - ٥٠ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٧٥ . .
[٤] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٨٠ . .
[٥] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٨٧ . .