تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٠ - منتخبى از اشعار آمريكايى
« عقل و منطق را رهنماى خود قرار دهيد و از من بپذيريد كه طبيعت ديوانه نيست ، بگذاريد كار خودش را بكند ، زيرا كار او عالىترين كارى است كه مى توان كرد . » [١] « خواه زيبا باشى و خواه خردمند ، خواه توانگر باشى و خواه نيرومند و گشاده دست ، اين همه تا آن « آن » را نداشته باشى كه راز زيبايى زيبايان و نيك بختى نيك بختان است ، هيچ سودت نخواهد كرد . راز همه چيز ، آن نغمهاى است كه از نغمهء جان برخاسته است . اين « آن » ( منظور از آن - سر نوشت است ) را با كار و فكر و هنر نمى توان جست . حتى زيبايى خدايان نيز اگر از اين آتش گرمى بخشى برى باشد ، سود ندارد . نامهء سپاهى اگر از پيروزى او خبر ندهد چه اثر مى بخشد ؟ » [٢] « اى رقيب گل سرخ براى چه در اين جا روييدهاى ؟ بارها اين راز را پرسيده و هرگز پاسخ آن را ندانستهام ، اما در نادانى پر صفاى خود فكر مى كنم كه همان نيرويى كه به من زندگى بخشيد ، تو را نيز براى زنده بودن آفريده است . » [٣] « براى آن كس كه همه چيز را آفريده ، كوچك و بزرگ نيست ، هر جا كه او هست همه چيز هست و هيچ جا هم نيست كه او در آن نباشد . » [٤] « علم تعاقب بامدادى زنبوران وحشى ، شناسايى زمان و مكان رويش گلهاى خود رو ، آشنايى با پرواز پرندگان و عادات خاص هر يك از مرغان جنگل نشين ، علم به اين كه چگونه لاكپشت سر در زير لاك خويش مى برد و چسان موش خرمايى براى خود خانه مى سازد و موش كور ديوارى در زير خاك بر گرد خويش مى كشد ، چگونه قرقى جوجهء خود را غذا مى دهد و آشيانهء خويش را از شاخ درخت مى آويزد ،
[١] منتخبى از اشعار امريكايى ، مقالهء نامهء منظوم ، « دكتر فرانكلين » ، ص ٩ . .
[٢] منتخبى از اشعار امريكايى ، مقاله سر نوشت ، « راف ولدو امرسن » ، ص ١٣ . .
[٣] منتخبى از اشعار امريكايى ، رود و را ، « راف ولدو امرسن » ، ص ١٥ . .
[٤] منتخبى از اشعار امريكايى ، مقالهء تاريخ ، « راف ولدو امرسن » ، ص ١٦ . .