تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٨ - تمايل به تحصيل قدرت و آزادى در بهره بردارى از آن سر دو راه متضاد
انسانها و اصول و قوانين انسانى را مى بندند ، بلكه خودشان را به بيمارى خانمان سوز پرستش خود طبيعى مبتلا مى سازند .
محو باد آن انديشه و منطق پوشالى كه اين اشخاص را سالم و آزاد قلمداد مى كند اينان نمى دانند كه به كار بردن اصطلاح سالم و آزاد در بارهء اين بيماران بسته شده در زنجير ، هيچ روشنايى و اميدى بزندگانى انسانها باقى نمى گذارد . ما مى توانيم اين انديشه و منطق را بيمارتر و برده تر از خود آن اشخاص كه عشاق ديوانهء خود طبيعى هستند ، بدانيم .
اين همان بهره بردارى از قدرت و آزادى است كه از آغاز تاريخ ، تمام پيامبران الهى و مكتبهاى اجتماعى منطقى و مصلحين بشدت با آن بمبارزه برخاستهاند . ما در بهره بردارى از قدرت و آزادى براى حياتى كه فقط به خود طبيعى تفسير مى شود ، با دو قسم فعاليت روبه رو مى شويم :
قسم اول - فعاليتهايى كه تنها مربوط به موجوديت شخصى انسان است ، مثلًا قدرت و آزاديش را در اين راه مصرف مى كند كه شاعر خوبى باشد ، يا بنشيند و با مفاهيم تجريدى فلسفه بازى كند ، در عالم خيالات غوطه ور گردد و از اين فعاليتها منظورى جز ارضاى خود طبيعى ندارد ، البته در اين صورت اگر چه يك حلقهء پيوسته بزنجير اجتماع فاسد مى شود و از حركت مى افتد ، ولى اجتماع آن توانايى را دارد كه او را بحال خود بگذارد ، تا مانند كرم پيله فقط به دور خود تا رهايى به تند و خود طبيعىاش را با آنها دل خوش و اشباع نمايد . قسم دوم - فعاليتهايى است كه منحصر به موجوديت شخصى او نيست ، بلكه حيات و آزادى ساير انسانها را بمخاطره مى اندازد ، مانند انديشه هاى فاسد در روابط اجتماعى و به كار بردن قدرت براى به دست آوردن سلطه و پيروزى بر ديگران .
مالكيت در صورتى كه براى يك انسان هدف جلوه مى كند و افزايش بىنهايت