تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٧ - شوخى چيست ؟
درك و آشنايى ما با خود واقعيات بسيار محدود و در حال تحول است . كامورى كامكاران قيافهء مصنوعى بزندگانى ما ايجاد مى كند . هر لحظهاى به نغمه و ساز يك عامل از هم نوعان يا يك عامل از دستگاه طبيعت دست مى افشانيم و پاى مى كوبيم .
بياييد اقلًا به باقيماندهء ناچيز موجوديت خود توجه و رحمى داشته باشيم اين باقيماندهء ناچيز از موجوديت را كه مى تواند روزنهء كوچكى براى تماشاى فروغ جان بوده باشد ، با شوخى و دروغ بروى خويش نبنديم .
شوخى چيست ؟
فروغ جهان افروز روح را خاموش ساختن و به قشر نازكى از نفت كه روى آب مى سوزد ، ذخيره شدن و لذت بردن شوخى ناميده مى شود . آن فرد و جامعهاى كه با وجود غوطه ور شدن در اقيانوس هستى ، دور نمايى از سراب را اقيانوس تلقى كند و يك كشتى كاغذى براى درنورديدن آن سراب براى خود بسازد ، جز تلاطم جدى اقيانوس هستى واقعى و نابود ساختن آن فرد و جامعه ، پاسخى نخواهد داشت . فقط تاريكىهاى قوانين انعطاف ناپذير طبيعت است كه مى تواند پوچى روشنايىهاى سراب درخشان را اثبات كند .
مسلم است كه هيچ فرد عاقلى در جوامع بشرى پيدا نمى شود كه بگويد : انسان مى تواند بدون توجه به جدى بودن عوامل ضرورى زندگى مانند تنفس هوا و آشاميدن آب و خوردن غذا و تهيهء مسكن و پوشاك زندگى كند ، حتى سوفسطايىترين مردم مى دانند كه براى توجيه سوفسطايى بودن خويش بايستى دليل بياورند ، آوردن دليل براى انكار همهء حقايق و واقعيات بالاترين امور جدى است كه يك انسان مى تواند براى خود تصور كند .
با اين فرض كه همهء عقلاى عالم به وجود يك عده امور جدى معتقداند ، بايستى شوخىهاى ما به صورت استراحت باشد كه براى تكاپو در كار و فعاليت لازم مى دانيم آرى ، بايستى شوخى كنيم ، اما ضمنا بايد بدانيم كه اين شوخى در حقيقت مانند بيرون