تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٣ - تفسير ابيات
اى ساده لوحان خام فرحناك نباشيد و انبساط به درون راه ندهيد .
هيچ سودى مانند سود خدايى نيست ، اگر مى خواهيد در دنيا سودى ببريد ، با خدا معامله كنيد و سود الهى به دست بياوريد ، فرح و شاديهاى شما در غير مورد ربح و نفع الهى ، بىاساس است و خدا آن را دوست نمى دارد .
به آن خوشىها كه به شما روى مى آورد عميقا فرحناك نشويد ، زيرا هر چيزى كه بانسان مى رسد و مشغولش مى كند ، او را از ياد خدا غافل مى سازد . تنها شادى كه قانون روح آدمى است ، عبارت از شادى تقرب به خدا است كه مانند فصل بهار و شاديهاى ديگر مانند خزان است كه افسرده كننده مى باشد .
هر چيزى كه جز خدا مشغول كند همان استدراج تست [ كه در آيهء قرآن در بارهء تكذيب كنندگان آيات الهى گفته شده است و آن عبارت است از غوطه ور شدن در غفلت و عدم موفقيت به گرايش الهى . ] اين غفلت وسيلهء بد بختى و سقوط تست ، اگر چه به صورت ملك و تخت و تاج پادشاهى باشد .
غم و اندوه عالى انسانى از عظمت واقعى انسان كشف مى كند ، اين غم فراق است ، اين اندوه از دست دادن كمال است كه هيچ شادى بعظمت آن نمى رسد ، راه كمال راهى است كه پستىهايش اعتلا و ترقى رو به كمال است ، آرى :
ندهى اگر به او دل به چه آرميده باشى نگزينى ار غم او چه غمى گزيده باشى »
فيض كاشانى »
آب حيات من است خاك سر كوى دوست گر دو جهان خرّمى است ما و غم روى دوست »
سعدى » اين غم مانند گنج سرشار و رنجهاى زندگى در راه كمال مانند معدن مواد گرانبها است ، اما اين غم را غير بالغين و كودك طبيعتان بشر نمى توانند دريابند ، زيرا آنان عاشق شادىها هستند كه از بازيها به دست مى آورند ، با شنيدن صداى بازى با مركب تند رو به سوى آن مى شتابند .
اى خران نابينا به اين سو شتاب نكنيد ، به اين جلوه هاى فريبنده ى ماده اغوا نشويد ، زيرا دامهاى گرفتار كنندهاى وجود دارد كه شما نمى بينيد ، خونخواران بىرحمى