تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - ٣ - اخلاق گرايى
كارهاى صادره از انسانها در قلمرو فرد و اجتماع به سه نوع :
١ - كار عالى با ارزش .
٢ - كار پست بىارزش .
٣ - كار بىطرف ، تقسيم مى شود . پس از توجه به اين تقسيم ، اين مطلب را هم در نظر بگيريم كه : اساس قوانين و وظايفى كه كارهاى انسانى را توجيه يا از رفتن به سوى آنها جلوگيرى مى كند بر دو مبناى عمده استوار است :
١ - الهى - دينى .
٢ - مقررى اجتماعى .
اما عوامل و مبانى طبيعى و انسانى كارها اگر جنبهء ضرورى داشته باشند مشمول تقسيم بندى ارزش نخواهد بود ، زيرا خوردن نان در موقع گرسنگى يا تنفس براى ادامهء حيات ، يك ضرورت طبيعى است كه وارد منطقهء ارزش نمى باشد . چنان كه انتسابش به يك پدر و مادر يا ضرورت قرار گرفتنش در تعليمات صنعتى و علمى براى زندگانى ضرورى ، داخل در منطقهء ارزش نخواهد بود . اما اگر جنبهء ضرورى نداشته باشد ، به اين معنى كه انسان رابطهء خود را بتواند با جزئى يا پديدهاى از طبيعت و انسان به طور آزادانه بر قرار بسازد و در آن تصرف نمايد ، در اين صورت تحت قوانين الهى - دينى يا مقررات اجتماعى در آمده ، كار صادر در انتخاب رابطه و تصرف در طبيعت و انسانها مشمول يكى از اقسام سه گانه : با ارزش ، بىارزش ، بىطرف ، خواهد گشت . پس از بيان تقسيم اجمالى كارهاى صادر از انسان ، اينك مى پردازيم به منشا اساسى با ارزش بودن و بىارزش بودن كار انسانى . پيش از توضيح اين منشأ اساسى ، يك مثال بسيار سادهاى را براى تسهيل مطلب متذكر مى شويم :
فرض مى كنيم كه يك فرد براى آزمايش يك نقاش زبر دست مانند لئوناردو داوينچى نشسته و يك صفحه كاغذ بزرگ نقاشى روى ميزش گذاشته و تمام وسايل نقاشى يك تابلوى نفيس هم در دسترس او قرار داده است ، در آن حال يكى از دوستانش از راه شوخى قلم نقاشى را به دست داوينچى مى دهد ، آن گاه از انگشتان