تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥٢ - پاسخ واقعى يك سؤال بدون توجه به منشأ سؤال امكان پذير نيست
اما لزوم توجه به منشأ سؤال از آن اصل معروف كه خود دو پهلو است ، سرچشمه مى گيرد .
الف - براى به وجود آوردن يك چشمه سار دايم الجريان مجبوريد كه متحمل زحمت كار و كوشش شويد و به منبع اصلى آب برسيد و الا با ريختن و به جريان انداختن كاسه هاى آب ، شما چشمه سار دايم الجريان نخواهيد داشت .
ب - براى ريشه كن كردن معلولهاى فاسد ، كافى نيست كه با هر يك از معلولات مبارزه كنيد ، بلكه بايد علت و مقتضى اصلى آن معلولات را از بين ببريد .
سؤالى كه از يك يا گروهى از انسانها بروز مى كند ، از يكى از دو منشأ عمومى يا هر دو ناشى مى شود : يا جهلهايى است كه از سؤال كننده بروز مى كند و يا اين كه مى خواهد منبع شناسايى خود را به جريان بيندازد و يا هر دو منشا در سؤال كننده جمع شده است .
با نظر به آن دو منشأ كوشش براى پيدا كردن پاسخى كه تنها پديدهء ظاهرى سؤال را قطع كند ، نه تنها كار بىهوده است ، بلكه اغلب محو كردن و از بين بردن عامل محرك آن انسان به سوى واقعيات است ، چه آن انسان اگر دير يا زود پوچ بودن پاسخ را درك كند ، نه تنها پاسخ مفروض درد او را چاره نمى كند ، بلكه در حالى كه ايمان به شايستگى پاسخ گوينده داشته باشد ، يك حالت سر خوردگى در او پيدا مى شود و منبع و محرك سؤال خود را هم گم مى كند .
اگر پوچ بودن سؤال را هرگز درك نكند ، در جهل مطلق فرو مى رود و در نتيجه منبع شناسايى او خنثى مى ماند .
علت ديگرى كه براى لزوم پيدا كردن منشا سؤال وجود دارد و مخصوص براى منطقى بودن پاسخ است ، اين است كه : وقتى كه يك قضيه علامت سؤال را در مغز انسانى نقش مى كند ، آن قضيه از يكى از دو مسير عبور كرده و در هر موقعيت مخصوص علامت سؤال ( ؟ ) را بر پيشانيش نصب كرده و به سؤال كنندهء راهرو فرمان