تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥٤ - پاسخ واقعى يك سؤال بدون توجه به منشأ سؤال امكان پذير نيست
مثلًا براى پيدا كردن پاسخ واقعى به سؤال كنندهاى كه هم عينك رياضى بچشم زده و هم عينك فيزيك و فلسفه مانند وايتهد در بارهء اين كه الكترونها موجاند يا جرم ؟ هيچ خط مستقيم اقليدسى مانند اين كه بگوييم : « بيا در آزمايشگاه با فلان دستگاه بزرگ كننده به بين تا مشكل تو باز شود » وجود ندارد ، زيرا ممكن است مسيرى را كه براى تشخيص موج يا جرم بودن الكترون بايد سپرى كند ، از ديدن نمود الكترون شروع شود و به بازيگرى ذهنى عبور كند و آن گاه سرى هم به كهكشانها بزند و بار ديگر به فعاليت مغزى خود بر گردد و آن گاه مسئله را بدون سه عينك فيزيك و رياضى و فلسفه قابل حل و فصل نداند . مطالبى را كه در بارهء منشأ سؤال به طور اختصار گفتيم ، در حقيقت مقدمهء مختصرى براى چشيدن طعم آن بيت جلال الدين است كه مى گويد :
((١١٣٧)) هم از آن سو جو جواب اى مرتضى كاين سؤال آمد از آن سو مر تو را
مضمون بيت فوق وظيفهء ديگرى را براى ما بيان مى كند كه ما فوق بايستگىهاى گذشته است كه ما در بارهء سؤال و پاسخ بيان كرديم ، زيرا آن بايستگىها تقريباً براى همهء افراد طبيعى بوده و با اندك آگاهى متفكر و غير متفكر مى فهمد كه بايستى براى وصول به پاسخ واقعى سؤالات ، آن اصول و قوانين را مراعات كنند . مطلبى كه بيت فوق در بر دارد ، مى گويد :
جواب مسائل عالى و ما فوق طبيعت را معلومات محدودهاى كه پيرامون آنها را از نادانىها احاطه كرده است نجوييد .
مثلًا وقتى كه با سؤال هدف زندگى روبه رو مى شويد ، اولا معناى زندگى را به طور شايسته بدانيد ، آن گاه متوجه شويد كه سؤال از هدف زندگى مسئله ايست كه آفرينندهء زندگى در ذهن شما وارد كرده است ، چنين سؤالى را هرگز نمى توان با پاسخهاى ناشى از معلوماتى كه خود از آثار و معلولات زندگى است حل و فصل كرد .