تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٥ - آيا هست و نيست و طلوع و غروب و ساير حركات ستاره ها در سر نوشت انسانها تاثير مى كند ؟
((٩٠٢)) بر فلك پيدا شد آن استاره اش كورى فرعون و مكر و چاره اش
آيا هست و نيست و طلوع و غروب و ساير حركات ستاره ها در سر نوشت انسانها تاثير مى كند ؟
مسئلهاى را كه جلال الدين مطرح كرده است ، به دو صورت مى توان مورد بررسى قرار داد :
صورت يكم - تاثير طبيعى كرات فضايى در كرهء زمين و موجودات زمينى . مسئله در اين صورت ناشى از اصل ارتباط تمام موجودات طبيعى با يكديگر است . اين همان اصل است كه مورد پذيرش مكتبهاى مختلف فلسفى است ، متفكرين شرق و غرب در بارهء اين اصل مطالب زيادى گفتهاند : از آن جمله : شيخ محمود شبسترى مى گويد :
به هر جزئى ز كل كان نيست گردد كل اندر دم ز امكان نيست گردد
نيز مى گويد :
اگر يك ذره را بر گيرى از جاى خلل يابد همه عالم سرا پاى
از فردريك ژوليو متفكر بزرگ نقل شده است كه مى گويد :
« اگر من چمدانم را در روى ميز حركت بدهم در تمام توده كهكشانها ايجاد اثر مى كند » .
صورت دوم - تأثير مخصوص ستاره ها در انسانها و اعتقاد به اين كه بعضى از ستاره هاى آسمانى در ايجاد سر نوشت آدميان دخالت دارند . اين عقيده در دورانهاى گذشته هوا خواهان زيادى داشت ، ولى به هيچ منطق و انديشهء مستندى تكيه ندارد .
ستاره ها هم مانند خود كرهء زمين با اختلاف در عناصر تشكيل دهنده و حركات