تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٨ - تفسير ابيات
دوست دارد يار اين آشفتگى كوشش بىهوده به از خفتگى اندرين ره مى تراش و مى خراش تا دم آخر دمى فارغ مباش
از مضمون ابيات مزبوره اين اصل روشن مى شود كه خود جنب و جوش و كوشش مطلوب خدا است و در پيش برد روح انسانى يك عنصر اساسى است ، لذا مى توان گفت : خود تحرك و تقلا يكى از اشكال توفيق ربانى است كه هر چه از هدف گيرى صحيح بيشتر برخوردار شود ، موجب توفيقات عالىتر خواهد بود ، ولى با ملاحظهء مجموع مطالب مثنوى مقصودش از « جهد بىتوفيق » همان كوشش در خلاف خواست خداوندى است .
تفسير ابيات هاروت و ماروت از روى مستى مى گفتند : اى كاش ما به زمين فرود مى آمديم و مانند ابر پر باران در آن جايگاه بيدادگرى ، باران عدالت و انصاف و وفا را فرو مى ريختيم .
آنان اين آرزو را مى كردند ، ولى قضاى الهى در پشت پرده مى گفت : بايستيد ، در پيش پاى شما دامهاى نهانى زيادى وجود دارد كه نمى بينيد .
زمين جايگاه امتحان و بلا است ، در آن جايگاه گستاخانه و كورانه گام نگذاريد ، با مشاهدهء موها و استخوانهاى هلاك شدگان باديهء امتحان ، راهى براى پاى رهروان باز نخواهد گشت .
راه سر نوشت گذشتگان پر از استخوان و موى و پى است كه از تيغ قهر و غضب الهى هستى خود را به نيستى مبدل ساختهاند .
خداوند متعال فرموده است : آن بندگان من كه كمك خدايى همراهشان است ، در روى زمين آهسته و با فروتنى قدم بر مى دارند ، مردم پرهيزكار وقتى مى بيند : گذرگاه آنان خارستان است و خود پا برهنه مى باشند ، بدون انديشه و احتياط به راه نمى افتند .