تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥١ - ١٢ - مقدمهاى بر تعريف تضاد - انواع سه گانه اختلافات
اين مثالها بقرار ذيل است :
حمله و دفاع ، پيش روى و عقب نشينى ، پيروزى و شكست ، مفاهيم متضاده در ذهن ، اعداد مثبت و منفى ، نيروهاى مولد و نسبتهاى توليد ، طبقات و تنازع آنها در اجتماع ، شدن ، تمامى اشكال مادهء متحرك داراى تضاد درونى مى باشند : حركت ميكانيكى ، صدا ، نور ، حرارت ، برق ، تجزيه و تركيب .
مثالهاى فوق به چهار نوع عمده تقسيم مى شوند :
نوع اول - نمودهايى هستند كه تضاد در درون آنها وجود داشته و در نمود ظاهرى يك حقيقتند ، مانند صدا ، نور حرارت ، برق .
نوع دوم - دو ضد در نمود طبيعى مقابل يكديگر بر نهاده شدهاند ، مانند حمله و دفاع ، اعداد مثبت و منفى ، نيروى مولد و روابط توليد ، پيش روى و عقب نشينى .
نوع سوم - يك نمود تجريدى است كه قابل تجزيه به بود و نبود تحليلى است مانند شدن و حركت ميكانيكى .
نوع چهارم - فعاليت انسانى است كه در روى اشياء عينى نقش بندد ، مانند تجزيه و تركيب .
اگر ما با در نظر گرفتن مجموع اصول و خواص تضاد ، تعريف تضاد مثبت را بدين گونه بپذيريم كه عبارت است از : مباينت موجودات در تعينها كه با تماس با يكديگر به محصول تازهاى ( سنتز ) تبديل مى شوند .
مثالهاى فوق در انطباق به تعريف مزبور فوق العاده گوناگون خواهد بود .
مثلًا تكاپو و تفاعل اضداد در صدا ، نور ، حرارت ، برق ، به اتحادى مبدل شده و پديده هاى مزبوره را به وجود آورده است ، در صورتى كه تجزيه و تركيب از جنبه فعاليت انسانى قابل تكاپو و تفاعل نمى باشد ، چه رسد به اين كه در يك حقيقت متحد شوند ، زيرا تماس تجزيهاى انسان با اشياء ، پديده ايست در خلاف سمت