تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦١ - تفسير ابيات
الهى آن را مى شكافت . تحت سيطرهء او هزار معبر خواب و ساحرين بىشمار وجود داشت .
روزى فرعون به وجود آمدن موسى و پيكار او را با خويشتن و زوال ملكش را به دست او در خواب ديد .
معبرين و ستاره شناسان را احضار كرده گفت : اثر اين خواب شوم و نحس را چگونه از من بر طرف مى كنيد ؟ آنان پاسخ دادند كه ما در اين باره تدبيرها و انديشه ها نموده راه تولد چنين كودكى را مى بنديم . تا آن شب كه زمان انعقاد نطفهء موسى عليه السلام بود رسيد .
فرعونيان چنين نقشه كشيده بودند كه روز بعد ، از هنگام بامداد تخت و ساير تشريفات فرعون را به ميدان وسيعى منتقل بسازند و سپس منادىها خبر بدهند و بنى اسرائيل را آگاه بسازند كه فرعون همهء شما را خواسته است كه تا روى خود را بدون پرده و حجاب به شما نشان بدهد و براى پاداش نيكو به شما احسانها نمايد .
اين دعوت براى بنى اسرائيل خيلى جالب و با اهميت بود ، زيرا آنان از ديدن روى فرعون اكيدا ممنوع بودند .
قانون چنين اقتضا مى كرد كه هر وقت فرعون در شهر عبور مى كرد ، مى بايست از بنى اسرائيل هر كسى كه در رهگذر فرعون بود بر روى خود به زمين بخوابد ، آرى مقرر شده بود كه هيچ يك از اسرائيليان كه اسير فرعون بودند ، در هيچ موقعى نتوانند بديدار فرعون نائل شوند .
همين كه بانگ پيش قراولان فرعون را مى شنيدند ، مى بايست رو به ديوار كنند . اگر كسى از آنان روى فرعون را مى ديد ، مقصر قلمداد گشته كيفر بدى در انتظار او بود .
بدين جهت ، يعنى بنا به اصل : « الانسان حريص على ما منع . » ( انسان به آن چه كه براى او ممنوع است حريصتر است ) بانگ منادى كه « اسرائيليان مى توانند بروند و فرعون را به بينند » خيلى جالب بود .