تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٣ - سنخيت اميد با حركتى كه ايجاد مى كند
اندازه و به چه كيفيت مى تواند واقعيات مفيد زندگى را در حوزهء مغناطيسى من وارد بسازد .
بدون اين محاسبهء منطقى اميد به شكلى در مى آيد كه ويكتور هوگو بيان مى كند :
« اميد بر روى اضطراب ، چون نفت بر روى آب مى سوزد و روشنايى مى دهد . اين شعله هاى شناور همواره روى آلام بشرى زبانه مى كشد » .
تنها اضطراب نيست كه اميد مانند قشر نازكى از نفت روى آبش بسوزد ، بلكه جهالت و امكانات و عدم امكانات و ناسازگارىهاى طبيعى و غير طبيعى و ساختگى و به طور كلى تمام زمينه پوچ همانند آبى است كه قطراتى چند از نفت اميد روى آن شعله ور مى شود .
سنخيت اميد با حركتى كه ايجاد مى كند اميد واقعى حركت واقعى و اصيل را ايجاد مى كند و اميد را به ثمر مى رساند ، ولى اگر انسان متوجه شود كه اميدش كه وابستهء اراده و تصميم ديگران است ، مانند يك نمود طبيعى قطعى نيست و در هر حال احتمال تزلزل دارد ، اين اميد نمى تواند موجب حركت واقعى شود .
مخصوصاً با در نظر گرفتن اين كه انسانها مى توانند حالت ضد وجدانى به خود بگيرند ، حتى اگر تمام انسانهاى روى زمين را وابستهء خود نمايند ، باز مى توانند همهء آنها را ناديده گرفته جوش و خروش ضد وجدانى خود را اشباع نمايند .
از اين جا است كه مى گوييم : كسانى مى توانند به نوع آدمى خدمت واقعى كنند كه راه و وسيلهء استقلال شخصيت آنها را فراهم نموده از بيمارى خطرناك وابستگى نجاتشان بدهند . اين يك مضمون شاعرانه نيست كه طغرايى مى گويد :
و انما رجل الدنيا و واحدها من لا يعول فى الدنيا على رجل (
يگانه مرد دنيا كسى است كه در دنيا به هيچ مردى تكيه نكند . )