تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٩ - بكوشيد تا يقين به دست بياوريد تا خيالات پا در هوا و گمانهاى اساس سد راه تكامل شما نگردد
او مى گويد :
« مادامى كه در قلمرو عمل و اهتمام به آن ، با ناراحتيها و مشقت روبه رو هستيم ، ممكن نيست كه يقين كامل در بارهء امور عملى به دست بياوريم .
به همين جهت است كه مردم به جاى تحصيل يقين ، به معرفت و شناسايى علاقه مند شدهاند ، ولى مردم به امور جزئى و مشخص از قبيل مسائل مربوط به تكنيك نسبى و حرفهاى و سود آور اشتغال مى ورزند و دايما در صدد تنظيم و نيكو ساختن عمل هستند كه به نتايج مطلوب و اطمينان بخش نائل شوند ، ولى در موضوعاتى كه داراى ارزش با عظمت مى باشند ، تحصيل شناسايى و تنظيم و نيكو ساختن آنها دشوار و كند مى باشد ، لذا بشر همواره احتياج به تعاون و اقدامات دسته جمعى دارد . . . يك فرد از انسان براى هموار ساختن موقعيتى كه يك ارزش مهم را تامين نمايد ، جز عمل ناچيزى نمى تواند انجام بدهد . . . بدين ترتيب رابطهء ايدهء عالى يقين و حقيقت مربوط به شناسايى از عمل خارجى بريده مى شود . » [١] جون ديويى در اين عبارات مى گويد : در علوم و تكنيك و حرفه هاى بشر شناسايى به معناى عمومى آن كفايت مى كند ( مردم به همان شناسايى قناعت مى ورزند ) اما پديدهء يقين فقط در موضوعات ارزشى جريان پيدا مى كند .
اين نظريهء جون ديويى تكليف انسانها را در اين مسئله روشن نمى سازد كه آيا انسانها بايستى بمقدارى از موضوعات ارزشى يقين پيدا كنند يا نه ؟ و مقصود از موضوعات ارزشى چيست ؟ اگر چه در صفحات بعدى اين كتاب معارف الهى را كه به عنوان اساس اديان تلقى شده است ، مشمول اصل يقين مى داند ، يعنى مى گويد : انسانها موضوعات مربوط به الهيات دينشان را با يقين تلقى مى كنند ، ولى توضيح و استدلال لازم را در اين باره بيان نمى كند .
[١] البحث عن اليقين ، جون ديويى ، ص ٦٤ و ٦٣ .