تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٤ - از دست ١٧١ خود طبيعى ١٨٧ رها شويد و كف بزنيد ، نقص حيوانى را از خود دور كنيد ، پاى كوبان برقص در آييد
انديشه و ديناميسم اصلى حيات را كه گوياترين زبان موقعيت انسان در جهان هستى است ، لال و خاموش ساختن و اعضاى جامد را با حركات خوشايند ديگران به زبان آوردن ، رقص ناميده مى شود .
در آن موقع كه فرماندهى روح آدمى به خود طبيعى و انديشه و ديناميسم حيات از درجهء اعتبار ساقط مى شود ، تحسين و لبخند خود باختگان شهوت ، افسار خود طبيعى مست و لا شعور رقص كننده را به دست مى گيرد و قربانى لذت چند لحظهاى خود مى گرداند .
پس براى رقص نام ديگرى هم مى توان در نظر گرفت كه عبارت است از كيفر قربانى شدن روح عالى انسانى در زير پاى لذت شهوترانان ستمگر .
شايد از دست دادن مالكيت شخصيت ، با مواد مخدره به جهت تاثير فيزيولوژيكى كه مورد اعتياد قرار گرفته است ، بسى آسانتر و بىاهميتتر از رها ساختن مالكيت شخصيت به وسيله ى خود باختگى اختيارى بوده باشد كه در رقصهاى معمولى صورت مى گيرد .
تأثيرات فيزيولوژيكى مواد مخدره در صورت اعتياد ، يك مجوز اجمالى براى انسان معتاد دارد كه مى گويد : وضع مزاجى تو اين ماده را مى خواهد و از دست رفتن مالكيت به شخصيت به وسيلهء مادهء مخدر هستند به يك عامل خارجى است ، ( اگر چه ابتداى اعتياد به وضع فيزيولوژيكى يا روانى داخلى مستند مى باشد ) در صورتى كه در موضوع رقص اين خود شخصيت است كه مى خواهد مالكيت انسان به شخصيت خود را از خويشتن بر كنار نمايد ، يا به عبارت ديگر اولا شخصيت منحرف مى شود و سپس خود را از قيد مالكيت انسانى رها مى سازد ، ولى مى توان گفت : خوشايند بودن ديگران و تهييج تماشاگران و نشان دادن شايستگى به تحريك خود ، يك عامل خارجى مانند مواد مخدره مى باشد ، از اين جهت رقص مانند همان تأثر فيزيولوژيكى از مواد مخدره مى باشد . مى گوييم : بلى اين مطلب كاملًا صحيح است ، ولى تهييج ديگران و نمايشگرى شايستگى