تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢١ - زندگى روح وابسته به جهان معنوى است كه پيرامون جهان ماده را فرا گرفته است
زندگى روح وابسته به جهان معنوى است كه پيرامون جهان ماده را فرا گرفته است در نامهاى كه مايزر به يكى از دوستان خود نوشته است مى گويد : « بسيار خوشحالم كه عقيدهء مرا در بارهء دعا پرسيدهايد ، زيرا كه من در اين موضوع عقيدهء محكم و ترديد ناپذير دارم ، نخست به بينيم واقعيات در اين موضوع كدامند ؟ در پيرامون ما جهان معنوى وجود دارد كه ارتباط بسيار نزديكى با جهان مادى دارد . از اولى يعنى جهان معنوى نيرويى فيضان دارد كه دومى يعنى عالم ماده را نگهدارى مى كند و اين همان نيرويى است كه روح ما را زنده نگه مى دارد ، معنويات از آن جا برقرار است كه سيالهاى لا ينقطع از اين نيرو در ما وارد مى شود ، شدت اين سياله معنوى مدام متغير است » .
اما عقيدهء ويليام جيمز ، او چنين مى گويد :
« اگر چه من نمى توانم عقيدهء مردم عادى مسيحى را بپذيرم و يا الوهيتى را كه دانشمندان طريقهء اسكولاستيك در قرون وسطى دفاع مى كردند قبول كنم ، اما خود را جزء فلاسفه ى ما وراى الطبيعهء خشن مى دانم ، در حقيقت من معتقدم كه در اثر ارتباط با عالم غيب نيروى جديدى در اين دنيا حاصل شده و حوادث نوى را باعث مى گردد . دستهء فلاسفه ى ظريف به نظر من بسيار تسليم حكمفرمايى طبيعت شدهاند ، اين فلاسفه امور طبيعى را در بست و بدون اين كه در بارهء ارزش آن رسيدگى كنند قبول مى نمايند . » [١] باز ويليام جيمز مى گويد :
« . . . آدمى در اين حال ( نيايش ) حس مى كند كه نيرويى وارد بدن او مى شود درست مثل اين كه در آفتاب كه مى نشينيم گرمى آن را احساس مى كنيم ، از اين نيرو مى توان به طور مؤثر استفاده كرد ، عينا مانند اين كه از اشعهء خورشيد براى آتش زدن قطعهء چوبى از ذره بين استفاده مى كنيم . » [٢]
[١] دين و روان ، ويليام جيمز ، ترجمع انواعى از تجربه هاى دينى ، ص ١٥٧ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢٠٤ . .