تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٤ - تفسير ابيات
خود را مباز و به سوى آن جلب مشو ، زيرا با اين كار براى رسيدن به پارهاى زر رابطه خود را از صاحب گنج و طلا قطع مى سازى .
داستان اصحاب كهف را با پيامبر بشنويد كه چگونه خداوند آنها را در فراز و نشيب ، زجر و منع مى كرد ، زيرا هنگامى كه صداى دهل براى بازى يا سوداگرى طنين مى انداخت ، نماز جمعه را باطل نموده ، فورا به سوى سوداگرى مى شتافتند كه مبادا ديگران پيش از آنان بروند و ارزانتر بخرند و صرفه جويى و سود از دستشان بدر رود .
پيامبر اكرم در حال نماز با عدهاى از فقرا و بىنوايان تنها مى ماند . خدا فرمود : بچه علت صداى طبل و بازرگانى شما را از عبادت ربانى بريد و بر كنار ساخت ؟ شتابان و مضطرب به سوى گندم و حبوبات رفتيد و پيامبر را ايستاده در نماز ترك كرديد . براى به دست آوردن گندم تخم باطل مى كاريد و پيامبر را تنها مى گذاريد ؟ همنشينى او بهتر از لهو و لعب و ثروت دنيا است ، چشم باز كنيد و ببينيد : چه كسى را ترك كردهايد ؟ حرص و طمع شما نمى گذارد كه به خير الرازقين بودن من يقين پيدا كنيد .
آن خداوندى كه به خود گندم روزى مى دهد و آن را مى روياند چگونه ممكن است توكل شما را ضايع و تباه بسازد شما تبه كاران براى به دست آوردن گندم كسى را رها مى كنيد كه او گندم را از آسمان براى شما فرستاده است .