تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٦ - مسئلهء ششم - قبض و بسط وجدان الهى
دستهء يكم - پيامبران الهى هستند ، اينان با ارتباط مستقيمى كه با خداوند پيدا كردهاند ، شكست و موفقيت براى آنان طور ديگر تفسير شده است و چنان كه حسين بن على عليه السلام در روز عاشورا فرمود :
فان نهزم فهزامون قدما و ان نغلب فغير مغلبينا (
اگر ما پيروز شويم ، ما همواره در گذشته پيروز بودهايم و اگر در ظاهر مغلوب شويم در حقيقت مغلوب نيستيم ) .
اينان تمام كارها و گفتارهايشان را بدون اين كه عدم مشاهدهء نتيجه در ظاهر ، آنان را سست نموده به انقباض معمولى روانى دچار بسازد ، بمجرد بروز در اين روى طبيعت ، سرازير به ما وراى طبيعت و ابديت مى دانستند ، گويى كردار و گفتار آنان از نظر نتيجه گيرى دو جنبه داشته است :
جنبهء طبيعى - كه مطلوب خارجى آنان بود و مى خواستند اثر تبليغ و فدا كاريشان در انسانها به وجود بيايد .
جنبهء ما وراى طبيعى - اگر جنبهء طبيعى نتيجه به جهت تمرد و پليدى انسانها خنثى مى ماند ، جنبهء ما وراى طبيعى آن محفوظ بود .
دستهء دوم - اولياء الله هستند كه دو رويه بودن تكاپو و فدا كاريها ، با مراتب مختلف به آنان ثابت شده بود ، بنا بر اين شكستهاى رويهء طبيعى تكاپو و فدا كاريشان موجب انقباض روحى معمولى مى گشت .
مسئلهء ششم - قبض و بسط وجدان الهى با نظر به مجموع حالات روانى انسان و توقعات طبيعى كه انسانها در زندگانى خود دارند ، پديدهء انقباض و انبساط طبيعى نمى تواند به وجدان الهى آدميان سرايت و نفوذ كند ، زيرا گرفتگى و گشادگى طبيعى روان ناشى از موفقيت و محروميت در بارهء مزاياى جهان طبيعى است . وجدان الهى انسانها و به اصطلاح ابن سينا آن روى وجدان آدمى ( كه رو بما وراى طبيعت است ) منطقهء ممنوعه ايست كه پديده روانى ناشى