تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٥ - كوششهايى كه با توفيق ربانى همراه نشود ، نتيجهاى جز جان كندن ندارد
فقط شما بخواهيد ، اما چه مى خواهيد ؟ با چه انگيزه مى خواهيد ، چه نتيجهاى در دنبال مى خواهيد شما به وجود خواهد آمد ؟ كارى به آنها نداشته باشيد شما در اين خارستان پر سنگلاخ به جست و خيز و رقص خود مشغول شويد ، اين نادانيها و بلا تكليفىها ، پاى مال شدن حقوقها ، احياى سنت بردگى در اشكال فريبنده ، اين جنگها و خونريزىها ، فريب دادنها دروغها و . . . هيچ يك از اينها به مسامحه كارى ما در خارستان پر سنگلاخ زندگى ارتباطى ندارد اينها همه سيلى از پديده هايى است كه از قلهء كوه قاف سرازير مى گردد و مخل جست و خيز و رقاصى ما مى شود فقط شما در نوشتن برنامه ها و اعلاميه هاى جهانى در بارهء بشر ، در بارهء كوه قاف هم بينديشيد كه اين همه نابسامانى را در تمدن امروزى ما به راه انداخته است
چشم باز و گوش باز و اين عمى حيرتم از چشم بندى خدا جهد بىتوفيق جان كندن بود ز ارزنى كم گر چه صد خرمن بود
كوششهايى كه با توفيق ربانى همراه نشود ، نتيجهاى جز جان كندن ندارد اين مسئله بدون ترديد يكى از حساس مسائل انسانى است كه براى همهء افكار مطرح است .
يكى از خصوصيات با اهميت اين مسئله اين است كه اگر مغز انسانى به طور دقيق توجه نكند ناخود آگاهانه در ظلمتكدهء جبر خالص فرو مى رود .
نظامى گنجوى هم مى گويد :
توفيق تو گر نه ره نمايد اين عقده به عقل كى گشايد
نمى توان ترديد كرد در اين كه رنگ آميزى حركات و سكنات انسانى در دوران زندگانى با خوبى يا بدى ، زشتى يا زيبايى معلول هدف گيرى روح و نيتى