تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢١ - تفسير ابيات
فرعون نه تنها سخت جانى موقت و محدود دارند ، بلكه گاهى دوره و عصر بسيار طولانى و جمعيتهاى فراوانى را در خود غوطه ور مى سازند .
به عنوان مثال معاويهاى در تاريخ وجود دارد كه به كشورهاى اسلامى دوران خود و به ساليان متمادى بعدى مى خواهد اثبات كند كه على ابن ابى طالب شايستهء خلافت نيست و منم كه زمامدار مطلق جوامع اسلامى هستم اين لا طايلات هم جمعيتهاى زيادى را سر در گم مى كند و هم مدتهاى طولانى را اشغال مى نمايد .
تفسير ابيات فرعون آن مجرم تبه كار ، موسى را طرف خطاب قرار داده ملامتش مى كند كه مردم را بكشتن دادى و بيم و هراس در جامعه انداختى ؟ مردم در بارهء تو به شك و ترديد گرفتار شدهاند ، در هنگامهاى كه تو به وجود آورده بودى ، مردم لغزيده و زير پاها ماندند و تلف گشتند .
مگر نمى بينى همهء مردم با تو دشمن شده و سينه شان از كينهء تو مالامال گشته است ؟ تو مى خواستى مردم را به سوى خود بخوانى ، اما كارها بر عكس منظور تو شد و براى مردم چارهاى جز مخالفت با تو وجود ندارد .
اين كه مى بينى در بر طرف ساختن شر تو مسامحه مى كنم در حقيقت براى مكافات كارهايت و مبارزه با موجوديت تو زمينه سازى مى نمايم .
هرگز گمان مبر كه بتوانى مرا بفريبى ، طمع مدار كه فريب تو در من اثر كند يا به چند كلمه پيرو تو باشم . مبادا به اين كارها كه راه انداختهاى و هراسى كه در دل مردم ايجاد كردهاى مغرور شوى ، اگر صد مرتبه بيش از اين غوغاها و هنگامه ها هم بر پا كنى ، بالاخره روزى رسوا و وسيلهء خندهء جامعه خواهى گشت .
تو اولين شخص نيستى كه در اين كشور ما ( مصر ) بتاخت و تاز در آمده باشد ، اين كشور اشخاص زيادى را به ياد دارد كه چند صباحى اسب بجولان آوردند و عاقبت رسوا شدند .