تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٣ - ١ - شناسايى اشياء با اضداد خود
جلال الدين در چند بيت مثالهايى را براى شناسائى ضد با ضد خود آورده است كه از نظر علمى و فلسفى با ضد و تضاد قابل تطبيق نيست . مى گويد :
شب نبد نور و نديدى رنگ را پس به ضد آن نور پيدا شد تو را [١]
همچنين ابيات شمارهء ٢ و ٤ و ٥ ، شناخت رنگ را به وسيلهء نور متذكر مى شود ( اگر چه خود توجه بسيار عالى است ) ، ولى رابطه ميان نور و رنگ از نظر علم امروزى رابطهء تضاد نيست . در اين مسئله در تاريخ ٢١ فروردين ماه ١٣٥١ با دانشمند معظم فيزيك دان عالى مقام آقاى دكتر محمود حسابى مذاكرهء مشروحى كرديم ، خلاصهء مذاكرات كه مى تواند ابيات جلال الدين را از ابهام بيرون بياورد به قرار ذيل است :
اگر بپذيريم كه انرژى و جرم تخالفى شبيه به معناى عمومى تضاد دارد [ گو اين كه امروز مى گويند : انرژى و جرم دو شكل به يك حقيقت ( ماده ) مى باشد ، مى توانيم بگوييم : چون رنگ در اثر تابش نور [ كه خود شكلى از انرژى است ] به ماده ايجاد مى شود و اين رنگ ايجاد شده مربوط به خواص ويژهء آتمهاى آن ماده است ، پس مى توانيم بگوييم : كه ديدن و شناختن و تشخيص رنگها كه از خواص جرم مادى است ، به وسيلهء نور كه شكلى از انرژى است صورت مى گيرد » .
در شمارهء ٦ مى گويد :
چون نمى پايد همى ماند نهان هر ضدى را تو به ضد آن بدان
بيت قبلى شمارهء فوق اين است :
ور خورى حلوا بود ذوقش دمى اين اثر چون آن نمى آيد همى
[١] توضيح - به نظر مى رسد كه بيت مزبور به شكل بالا صحيح نباشد ، زيرا جلال الدين به قرينهء ابيات بعدى مى خواهد رنگ و بو را دو ضد معرفى كند ، و شناخته شدن رنگ را به وسيلهء نور مطرح مى كند ، لذا بعيد نيست كه مصرع دوم چنين بوده است : پس به ضد آن رنگ پيدا شد تو را .