تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٥ - ١ - شناسايى اشياء با اضداد خود
بد ندانى تا ندانى نيك را ضد را از ضد توان ديد اى فتى
اشاره به جريان اصل شناخت اشياء با اضداد خود ، در عموم بد و خوبهاى طبيعى و قرار دادى و ارزشى مى باشد .
بيت شمارهء ١١ :
جز به ضد ضد را همى نتوان شناخت چون ببيند زخم بشناسد نواخت
راه وصول به معرفت اشياء را به شناخت ، اضداد منحصر مى كند . و اين مسئله مورد تامل جدىتر مى باشد ، زيرا چنان كه در مراحل سه گانهء معرفت توضيح داديم در دو مرحلهء اول و دوم آدمى با تماس اشياء و به دست آوردن معرفت در بارهء آنها ، بدون احتياج به درك ضد در مرحلهء يكم و بدون احتياج به آگاهى كامل به حقيقت ضد و صفت ضديت در مرحلهء دوم صورت مى گيرد ، لذا بايد بگوييم : منظور جلال الدين از انحصار معرفت اشياء در معرفت اضداد خود ، مرحلهء سوم از معرفت مى باشد .
بيت شمارهء ١٢ :
نفى ، ضد هست باشد بىشكى تا ز ضد ضد را بداند اندكى نكتهء مهمى كه در بيت فوق قابل ملاحظه است اين است كه معرفت به يك حقيقت را به وسيلهء ضد آن حقيقت معرفت كامل معرفى نمى كند ، زيرا مى گويد : « تا شخص بتواند به وسيلهء ضد معرفت اندكى در بارهء ديگر به دست آورد » و چون اين مسئله را كه مطرح كرده است ، موضوع فوق العاده مهم علمى و فلسفى و عرفانى است ، بعيد به نظر مى رسد كه كلمهء « اندكى » براى تنظيم قافيهء شعر بوده و منظور اساسى مولوى نبوده است . [١] با مجموع ملاحظات كه در باره شناسايى اشياء با اضدادشان در دسترس داريم ، اين موضوع نزديكتر به واقعيت است ، زيرا به هيچ وجه نمى توان ترديد كرد كه شىء فى نفسه داراى خصوصيات زمانى و تشخيصات مربوط بعوامل و پديده هاى پيوسته دارد كه ضد آن شىء نمى تواند آيينهء تمام نماى آن خصوصيات و مشخصات بوده باشد .
[١] اين مطلب با مضمون بيت شماره ١١ كه معرفت شيء را منحصر به شناخت ضد آن نموده است ، كاملًا منافات دارد . .