تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٧ - ١ - شناسايى اشياء با اضداد خود
٢ - نسبيت اضداد در ذهن انسانها
٣ - زمينهء بىنمود در ذهن انسانى در مقابل اضداد
٢ - نسبيت اضداد در ذهن انسانها مسلم است كه درك و تخيل و انديشهء انسانها در بارهء اشياء و روابط آنها با يكديگر بسيار گوناگون مى باشد مثلًا يك متفكر رابطه ميان چند حادثه را رابطهء عليت مى داند ، در صورتى كه انديشمند ديگر همان رابطه را جز تعاقب حوادث چيز ديگرى تصور نمى كند .
يك جامعهء ماشينى كه با محاسبهء اقتصاد رياضى اداره مى شود ، احسان به يك فرد يا به يك طبقه را ، ضد حيات اجتماعى مى داند ، در صورتى كه جامعهء آزاد آن را بهترين صفت انسانى معرفى كرده نه تنها ضد حيات اجتماعى نمى داند ، بلكه آن را به عنوان يك نيروى آزاد براى زندگى محسوب مى دارد .
بنا بر اين قانونى كه مى گويد : اشياء را بايد با اضداد آنها شناخت ، تقريباً يك قانون تجريد شدهء كلى مى باشد كه مى تواند تا حدودى كمكى براى معارف ما بوده باشد . مشروح اين مسئله در مبحث نسبيت اضداد خواهد آمد .
٣ - زمينهء بىنمود در ذهن انسانى در مقابل اضداد يك مسئلهء با اهميت ديگر در قانون شناسايى حقايق با اضداد وجود دارد كه آن را هم متذكر مى شويم :
ذهن انسان در مقابل پديده ها و نمودهاى مثبت برون ذات و درون ذات ، يك زمينهء خلاء را احساس مى كند كه نمودها در آن خلا به وجود مى آيند و تغيير پيدا مى كنند و از بين مى روند ، مانند : فوتونهاى نور در فضاى تاريك ، آيا خود آن خلا در معرفت ما به نمودهاى مثبت تاثيرى ايجاد نمى كند ؟ اين خلا و زمينهء مطلق كه هيچ نقطهء مثبت در آن وجود ندارد ، مانند : يك روشنايى مهتابى است كه اشباحى مانند سايه را از اشياء ، در اختيار ما مى گذارد .
اين خلا به خلاف آن چه كه از مفهومش بر مى آيد ، چه كارهاى عجيبى كه بروز