تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٣ - ١٤ - موضوع سوم - ارتباط و تاثير اشياء برونى در گرديدن
اين درون ( الكترونها و پروتونها ) كه در موقع تجزيه نمودار مى گردند به برون مبدل مى شوند ، يعنى اجزاء مزبور ديروز پيش از تحليل درون بودند ، امروز پس از تجزيه بيرون هستند . چنان كه خود عنصر اورانيوم پيش از تصفيه از ساير مواد مخلوط كه آن را مخفى كرده بودند ، حالت درونى داشته و پس از تصفيه و بروز وضع برونى به خود گرفته است .
بدينسان اگر بتوانيم الكترون و پروتون بيرون شده را هم تجزيه كنيم ، درونى از آنها بروز كرده و به قلمرو برون خواهد رسيد ، پس به طور قطع در جهان ماده و حركت ، ما درون و برون مطلق نداريم ، بلكه اشياء در حالت پيچيدگى و تركيب درونى دارند كه در موقع تجزيه و باز شدن به برون مبدل مى شوند .
همين اصل نسبى بودن درون و برون يك نسبيت ديگر را هم در بارهء آن دو حالت به وجود مى آورد ، اين نسبيت ناشى از اختلاف موقعيتهاى انسانها در تماس با اشياء است .
براى جورج تومسون و وارنست روترفر و شرودينگر و سمينوفسكى ساختمان آتمى ، اشياء برونى بوده ، در صورتى كه به يك آدم معمولى همان ساختمان درونى است ، به طورى كه شايد تا آخر زندگانىاش هم ساختمان اتمى اشياء را به عنوان يك نمود فيزيكى برونى درك نكند .
١٤ - موضوع سوم - ارتباط و تاثير اشياء برونى در گرديدن اين مسئله را به طور قطع تاييد مى كنيم كه خاصيتهاى درونى اشياء در نمودهاى بعدى آنها اثر عمدهاى دارد ، اين همان است كه گفته مى شود :
ضد درونى اشياء است كه باعث منفى شدن حالت قبلى شيء شده در صورت نمود ديگر بروز مى كند . [١]
[١] اين اختلافات درونى اشياء تا آن جا كه جنبهء حسى و تجربى دارد ، مى تواند در قلمرو علم و صنعت و ساير دريافتهاى بشرى مورد پذيرش قرار بگيرد ، و هيچ فرد متوجهى نمى تواند اين اختلافات درونى مواد را ناديده بگيرد . ولى هنگامى كه بخواهيم سر گذشت اولى اين اختلاف را دريابيم ، به هيچ وجه به يك پاسخ لازم و كافى نخواهيم رسيد . مخصوصاً با در نظر گرفتن اين كه مادهء جهان طبيعت از حالت بساطت رو به تركيب و تنوع پيش رفته است . ديگر در آن مرحله فقط و فقط با فرض و احتمال سر و كار خواهيم داشت ، بنا بر اين مسئله تضاد و اختلاف اشياء با يكديگر با خواص و اصولى كه براى آنها در نظر مى گيريم مسئلهاى است كه در وسط طبيعت مطرح مى شود و نمى تواند . وضع و سيستم مجموعهء طبيعت بوده باشد . .