تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٣ - هر وقت كه كلمهء الله را از روى ايمان و با توجه واقعى از دل بر آوريم لبيك الهى جان ما را نوازش مى دهد
مردم بر مى آيد ، لفظى است كه به مفهوم واقعى خود تكيه ندارد . نتيجهء ديگرى كه از اين مسامحه كارى ضرر بار عايد ما مى شود ، اين است كه حتى مسائل مربوط به الهيات كه بايد در افكار انسانها عالى موقعيت را اشغال نمايد ، مانند مسائل معمولى مطرح مى گردد .
الله گفتن و لبيك نشنيدن ، تفاوتى با اين پديده ندارد كه چراغى را روشن بسازيد ولى فضاى مربوط را روشن نكند . آن نيايشگر كه الله گفته و منتظر شنيدن صداى لبيك است ، كلمهاى به زبان آورده است ، ولى الله را نخوانده است زيرا :
هست لبيكى كه نتوانى شنيد ليك سر تا پا توان آن را چشيد
چطور امكان دارد كه به جهت آمادگى واقعى براى الله گفتن ، خداوند قلب ما را جايگاه درخشش پرتو الهى خويش نسازد ؟ آمادگى واقعى قلب ما همان و چشيدن لبيك از مقام ربوبى همراه با كلمه الله كه از دهان ما بر مى آيد همان . محى الدين بن عربى مى گويد :
« اگر سؤال بنده موافق وقتى باشد كه خدا مقدر كرده ، اجابت مى شود و اگر وقتش يا در دنيا يا در آخرت موخر باشد ، اجابت به تاخير مى افتد ، يعنى بر آورده شدن حاجت كه خواسته شده است به تاخير مى افتد ، نه اجابت به معناى لبيك گفتن خدا ، زيرا خدا به هر سؤال كنندهاى لبيك مى گويد . » [١]
[١] فصوص الحكم ، محى الدين بن عربى ، چاپ بيروت ، ص ٦٠ . .