تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - منتخبى از اشعار آمريكايى
استوار و با قوت دل به جانب اقامتگاه جاويدان خويش مى رود ، تا در آن جا رو پوش خود را بر بستر خواب بگستراند و آن گاه به زير آن رود و ديده براى خوابى پر رؤيا و دل پذير بر هم نهد . » [١] « نيرويى بس شگرفت است كه با اين دقت و هوشيارى راه تو راه در طول كرانهء پر پيچ و خم - در دل دشت بىحد و كران فضا - به تو ، كه همچنان به راه خويش مى روى و هرگز اين راه را گم نمى كنى ، نشان مى دهد . در همهء روز ، بالهاى تو در آن بلندى شگرف ، فضاى سرد و خالى را در نوريد و با اين وصف تاريكى شب كه اندك اندك فرا رسيده ، نتوانسته است تو را در راهى كه به سوى سر منزل مطلوب خود در پيش دارى ، از پاى در آورد و خسته و فرسوده كند . » [٢] « اما هنوز درسى كه به من دادهاى در دلم باقى مانده و يقين دارم كه ديگر هرگز از اين دل بيرون نخواهد رفت .
حالا ديگر مى دانم كه « او » آن كس كه تو را در پروازت در فضاى آزاد و بىكران از سرزمينى به سر زمينى مى برد ، دست مرا نيز در راه درازى كه بايد به تنهايى طى كنم ، خواهد گرفت و قدمهايم را به راه راست رهبرى خواهد كرد . » [٣] « . . . و عاقبت ، يك روز در فاصلهء آفتاب بامدادى و ژاله هاى شامگاهى ، وجود ناتوان و ظريف تو دستخوش فنا خواهد شد . اما تو در اين ميان اگر چيزى به دست نياوردهاى ، چيزى نيز از دست ندادهاى ، زيرا در هنگام مردن همانى كه بهنگام زاده شدن بودى . فقط ساعتى عمر كردى ، زيرا عمر گلها ساعتى بيش نمى پايد . » [٤]
[١] منتخبى از اشعار امريكايى ، مقالهء سرانجام ، ويليام بريانت ، ص ٥ . .
[٢] منتخبى از اشعار امريكايى ، مقالهء به يك مرغ آبى ، از بريانت ، ص ٢ - ١ . .
[٣] به يك مرغ آبى ، ص ٢ . .
[٤] منتخبى از اشعار امريكايى ، مقالهء پيچ وحشى ، فيليپ فرنو ، ص ٧ . .