تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٧ - منتخباتى از كلبه عمو تام تأليف مادام هريت بيچراستو
بلكه در انتظارش هستم . . هر بار بخواهيد مى توانيد مرا شلاق بزنيد ، از گرسنگى بكشيد . . آتشم بزنيد . . همهء اينها وسيله خواهد شد كه هر چه زودتر مرا به ديارى كه بايد به آن جا بروم ، روانه كنيد » [١] « آهاى كسانى كه آزادى را از انسان مى گيريد چه پاسخى به خداوند خواهيد داد ؟ » [٢] « بسيارى از ما در اين جادهء دشوار زندگى بارها احساس كردهايم كه مرگ از زنده ماندن خيلى آسانتر است انسان رنج كش در برابر مرگ پر از وحشت و آزار و شكنجه و اضطراب ، لااقل يك نوع مرگ و هدف دارد ، زيرا احساس مرگ و نيل به آرامش و پيروزى ابدى خود موجد يك نوع تلاطم و تب و هيجان است كه سبب مى شود آدمى اين بحران رنج و درد را شجاعانه طى كند . » [٣] « هنگامى كه مژدهء اطمينان بخش پيروزى را در آسمانها نوشته مى بينم ترس خيالى را از خود دور مى كنم و اشك را از ديده گانم مى زدايم آرى ، بگذار جهان به جوش و خروش آيد ، و دوزخ غرش كنان گشوده شود ، من كينهء اهريمن را خوار مى شمارم و به دنياى تهديد كننده مى خندم بگذار بد بختىهاى و امواج سهمگين و طوفانهاى درد ،
[١] همان مأخذ ، ص ٤٩٨ - ٤٩٧ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٥٠٧ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٥٠٨ . .