تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٦ - ١٥ - مسئلهء يكم - عنصر اساسى گرديدن كدام است ؟
كه سنگ را تبديل به جوجه كند . . . » [١] از نظر منطق رسمى تفاوت اساسى ميان مقتضى و شرط اين است كه مقتضى در ماهيت خود شيء است ، شرط خارج از ماهيت بوده ولى در بروز مقتضى و به فعليت رسيدن و بارور شدن آن اثر قطعى دارد . در همان مثال تخم مرغ و جوجه ، اگر حرارت مناسب كه خارج از ذات تخم مرغ است به آن نرسد ، جوجه از تخم مرغ توليد نخواهد گشت و بدون آن حرارت ، تخم در جريان ساير تحولات قرار گرفته مسير حركتش را از مقصد جوجه شدن تغيير خواهد داد . اين مطلب كاملًا صحيح است تنها اين مسئله باقى مى ماند كه آيا وجود خصوصيت درونى در شيء را مى توان ضد به اصطلاح علمى و فلسفى ناميد ، يا تنها بايستى با مفهوم يك خاصيت درونى مخالف با وضع و كاراكتر موجود تعبير نمود ؟ گروه ب - معتقدند كه فرض يك حقيقت جدا از ساير عوامل و پديده هاى خارج از آن حقيقت ، از ديدگاه منطقى صحيح به نظر نمى رسد ، بنا بر اين در همان حال كه ضد نهفته در درون يك حقيقت با اجزاء درونى آن ارتباط دارد ، در همان حال اجزاء درونى هم بنوبت خود با عوامل و اشياء برونى پيوستگى دارد ، در مثال تخم مرغ و جوجه : خاصيت و تعين عناصر اولى جوجه با زرده و سفيدى تخم مرغ و آن زرده و سفيده با پوست و با عوامل خارجى از قبيل نور و هوا و آثار آنها مربوط مى باشد ، ما عناصر اولى جوجه را در خلاء نمى توانيم با عناصر اولى جوجه در ميان هزاران عوامل مربوط به يك ديگر يكسان و يك ماهيت بدانيم ، بنا بر اين ضد نهفته در درون جز نقطهء ماگزيمم عناصرى كه تعين جوجه را در حال پيوستگى بساير عوامل و رويدادهاى درون و برون تعيين مى كند چيز ديگرى نيست و به طور كلى يا بايد از حركت ذاتى اشياء كه از ارتباط درونها با برونها ناشى مى شود صرف نظر كنيم و يا هر دو عوامل درون و برون را در ايجاد سنتزها و نمودها اساسى تلقى كنيم .
[١] تضاد ، مائوتسه تونگ ، ص ٧ . .