تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٦ - منتخبى از بهترين اشعار هنرى لانگ فلو
و فتوا دهنده به اندازهء رأيى كه دارد و كسى كه احسان مى كند به قدر توانايىاش و آدم بخشنده به مقدار موجودى كه دارد و انسانى كه مورد احسان وجود قرا مى گيرد به اندازهء فضل و فضيلتى كه دارا است ، ولى كسى كه در بيابان پهناورى در جستجوى آب است ، درك او در بارهء آب درياهاى بىكران مانع از جستجوى گمشدهء آبى كه تشنگى او را در آن بيابان بر طرف مى كند ، نخواهد گشت .
پيش از آن كه اشتغال به امور معاش و ساير عوامل و احتياجات جلوگيرش باشد او در پى گمشده اش كه آب اين زندگانى است خواهد كوشيد و نخواهد گذاشت عوارض زود گذر جهان طبيعت ميان او و مقصود اصليش كه به سوى آن مى شتابد فاصلهاى بيندازد .
آن كسى كه هواى نفسانى را بر علم مقدم بدارد و راحت طلب باشد ، هرگز به درك علم نائل نخواهد گشت . هيچ فرد روىگردان از طلب هوى و هوس و هيچ بيمناك از نفس اماره و كسى كه به معيشت خود اهتمام مى ورزد ، چارهاى جز اين ندارد كه به خدا پناه برد و دينش را به دنيايش مقدم بدارد و از گنج سرشار حكمت ، اموال با عظمت را بيندوزد كه كسادى را بر آن راهى نيست و مانند اموال قابل ارث گذاشتن و ارث بردن نمى باشد ، آن گنج سرشار حكمت امت كه داراى انوار با عظمت و جواهر عالى و زمينهاى پر قيمت است .
آن راهرو الهى كه مى خواهد از حقايق حكمت آميز بهره ور گردد ، بايستى سپاس گزار فضل آن باشد و به قدر و منزلت عالىاش تنظيم و تمجيد نمايد . از پستى و ناچيزى قسمت و از آن نادانى كه اندك را در خويشتن بسيار ، و بسيار و عظمت را در ديگران اندك مى بيند و از خود بينى و خود خواهى و خود ستايى با چيزى كه خدا اجاره نداده است ، از همهء اين امور تباه كننده به خدا پناه ببرد .
بر انسان عالم كه جويندهء حق و حقيقت است ، لازم است كه آن چه را كه نمى داند بياموزد و به آن چه كه مى داند آگاه شود و با آنان كه ناتوانى ذهنى دارند مهربانى و شفقت نمايد و از كند ذهنى آنان كه ذهن راكد دارند در شگفتى فرو نرود ، يا از مشاهدهء