تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٧ - كوششهايى كه با توفيق ربانى همراه نشود ، نتيجهاى جز جان كندن ندارد
موفق بودن در اين هدف گيرى را به خدا مستند مى سازد . روشن مى شود كه توفيق ، آن عنايت ربانى است كه كار و كوشش هدف گيرى شدهء انسان را به ثمر مى رساند . در آيهء ديگر مى فرمايد :
« وَإِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِه وَحَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ الله بَيْنَهُما إِنَّ الله كانَ عَلِيماً خَبِيراً ٤ : ٣٥ . » [١] ( اگر از جدايى ميان شوهر و زن ترسيديد ، يك حكم از طرف مرد و يك حكم از طرف زن تعيين كنيد ، اگر مقصود آن دو حكم [ يا زن و مرد ] اصلاح بوده باشد ، خداوند توفيق خود را شامل حال آنها خواهد فرمود ، خدا دانا و آگاه است ) .
در آيهء فوق اين حقيقت صريحا تذكر داده شده است كه توفيق الهى پس از هدف گيرى خود انسان است . در بيت مورد تحليل :
جهد بىتوفيق جان كندن بود ز ارزنى كم گر چه صد خرمن بود
بايستى دقت بيشترى شود ، زيرا اگر مقصود از جهد بىتوفيق ، كوشش در راه مخالف خواست الهى باشد ، صحيح است و اينگونه كوشش همان جان كندن است كه نتيجهاى جز خسارت براى موجوديت انسان ندارد و اگر مقصود مطلق جهد و كوشش بوده باشد ، يعنى همان پديدهء حركت و جنبش منظور شود كه طبيعت جسمانى و روحانى انسان اقتضا مى كند ، مضمون بيت فوق صحيح نيست ، زيرا جلال الدين در دفتر اول ( رجوع بحكايت خواجه تاجر ) چنين گفته بود :
گه تناقض گاه ناز و گه نياز گاه سوداى حقيقت گه مجاز مرد غرقه گشته جانى مى كند دست را در هر گياهى مى زند تا كدامش دست گيرد در خطر دست و پايى مى زند از بيم سر
[١] سوره النساء ، آيهء ٣٥ . .