تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٤ - ١ - شناسايى اشياء با اضداد خود
مى گويد : وقتى كه حلواى شيرين را [ با افراط ] مى خورى ، شيرينى آن حلوا در ذايقهء تو چند لحظه بيش نيست و بزودى زايل مى شود .
تو فريب اين ناپايدارى ظاهرى را خورده و گمان مى كنى لذتى بردهاى كه رنجى در دنبال ندارد ، در صورتى كه :
چون شكر ماند نهان تأثير او بعد چندى دمّل آرد نيش جو
بيت شماره ى ٦ مى گويد : چون ضد را با ضد مى توان شناخت ، لذا اثر شكر تا بروز دمل كه ضد آن است براى انسان مخفى مى ماند . در اين مورد هم مى بينيم كه رابطه ميان حلواى شيرين و دمل از مقولهء تضاد نيست و براى اين كه دمل به صورت معلول حلواى شيرين در بدن انسانى بروز كند ، فعل و انفعالات زيادى را نيازمند است .
ميان دمل و آن حلوا تضادى وجود ندارد ، بلكه حلوا در مزاج انسانى با اضداد ديگرى بتفاعل مى پردازد و محصولى بنام دمل ايجاد مى كند و به اصطلاح فلسفهء هگل دمل سنتزى است محصول تفاعل اضدادى كه يكى از آنها حلواى شيرين است .
ابيات شماره ى ٧ و ٨ قابل انطباق به قانون شناسايى ضد به وسيله ضد است .
بيت شمارهء ٩ :
غم چو آيينه است پيش مجتهد كاندران ضد مى نمايد روى ضد
دو احتمال دارد :
اول - اشاره به اصل شناخت اشياء با اضداد است كه فعلا مورد بحث ما است .
دوم - اشاره به مسئلهء « در بر داشتن هر حقيقت ضد خود را » است كه در ضمن مسائل آينده بررسى خواهد شد .
بيت شمارهء ١٠ :