تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٢ - از آن در رانده از اين در مانده ، بسوز و تباه شو
سرهايى براى تملق و چاپلوسى فرود نيايد ، هزاران گردنهاى بىگناه را طناب دار نمى فشارد . آن دستها كه براى كرنش به سينه گذاشته مى شود ، هزاران دست و سينه و پا را متلاشى ساخته بزير خاك روانه مى سازد .
آن چشمها كه براى تسليم شخصيت ، حركات مسلوب الاختيار نشان مى دهد ، آن زبانها كه براى تسليم شخصيت بلى بلىها راه مى اندازد ، آن گوشها كه جز موج فرمان معبود ساختگى را به خود راه نمى دهد ، آرى درست اين چشمان و زبانها و گوشها است كه ديگران را كور و لال و كر مى كند .
((٣٤٢)) يار نيكت رفت بر چرخ برين يار فسقت ماند در قعر زمين
((٣٤٣)) تو بماندى در ميانه همچنان بىمدد چون آتشى از كاروان
از آن در رانده از اين در مانده ، بسوز و تباه شو بيت اول از دو بيت فوق يكى از دو طرف راه سقوط در سيه چال را تعيين مى كند كه نبايستى به آن نزديك شد - لذا براى تصحيح عنوانى كه براى مبحث بيان كرديم ، بايد يكى از دو احتمال را در بيت اول بپذيريم : احتمال يكم - اين كه مردم در پيرامون تو به دو قسمت شدند و رفتند : قسمت اول راه تكامل را پيش گرفتند و قسمت دوم راه فسق و تباهى را . اين قسمت اگر چه به سيه چال سقوط سرازير شدند ، ولى حد اقل در اين زندگانى مادى مانند جانوران پست به لذايذ شخصى دست يافته و چند روز زندگى را خوش گذرانيدند . تو نه راه تكامل را پيش گرفتى و نه از لذايذ موقت دنيا بهره بردارى كردى . تو مشمول اين آيهء شريفه هستى كه مى گويد :
« . . . خَسِرَ اَلدُّنْيا وَاَلآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ اَلْخُسْرانُ اَلْمُبِينُ ٢٢ : ١١ . » (١) ( زيانكار دنيا و آخرت اين است زيانكارى آشكار ) . احتمال دوم - اين است كه
(١) سوره الحج ، آيهء ١١ . .