تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٣ - قدرت و اختيارى كه براى مالك ايجاد مى شود
٢ - منشأ روانى خالص :
٣ - منشأ طبيعى خالص :
شكى نيست در اين كه كوچكترين ممنوعيت از تصرف مطلق در مادهء مطلوب و نيز كوچكترين ممنوعيت از گسترش مالكيت او بر اشياء ، مخالف اين غريزه است كه ريشهء عميق خود را در درون انسان گسترانيده است .
٢ - منشأ روانى خالص :
گفته شده است كه مالكيت بر اموال يكى از فروع و نتايج مالكيت بر خود مى باشد . چيزى را كه انسان به دست آورد و آن را تحت اختيار خود قرار داد راه تصرف در آن شىء را بروى خود باز و هموار ديده ، گويى آن شىء جزئى از خود او مى باشد و شكى نيست در اين كه انسان مالك تمام اجزاء و شئون خود مى باشد .
٣ - منشأ طبيعى خالص :
اين نظريه مى گويد : انسان يك موجود جاندار است كه بايد براى ادامهء حيات خود موادى را از طبيعت مستهلك بسازد ، بايد بخورد و بياشامد و پوشاك و مسكنى داشته باشد . نيز بايد كارهايى انجام بدهد كه بدون صرف انرژى عضوى و مغزى امكان ناپذير مى باشد ، مواد خوردنى و آشاميدنى و جايگاه هاى سكنى و انرژىهاى عضوى و مغزى همه و همه بدون اين كه در اختيار صد در صد انسانى قرار بگيرد و منفى گردد قابل بهره بردارى نمى باشد .
اين اختيار صد در صد كه تا منفى ساختن مواد مورد احتياج حيات نفوذ پيدا مى كند ، همان حقيقت مالكيت است كه در هيچ يك از دورانهاى بشرى و در هيچ يك از جوامع انسانى تا اين لحظه بدون داشتن آن ، بشر نمى توانسته بزندگانى خود ادامه بدهد .
اگر براى دور ساختن مفهوم مالكيت ، آن معماى شگفت انگيز ، بخواهيم كلماتى از قبيل جواز يا مباح بودن تصرف در اشياء را به كار ببريم ، كارى جز تغيير لفظى به لفظ ديگر انجام ندادهايم ، كه چند صباحى كلمهء مالكيت سحر آميز را از جلو ديده گان ما دور مى كند ، ولى از آن جهت كه احتياج بر منفى ساختن مواد معيشت بر طرف نمى گردد ، همان كلمات جواز و مباح بودن تصرف ، مشغول انجام مأموريت