تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٦ - آيه
صاحبان باغ سوگند ياد كردند كه وقت بامداد ميوه هاى باغ را بچينند . در اين سوگند خود استثنايى هم نكردند ) .
همان شب پيش از بامداد گردش كنندهاى از طرف خدا به آن باغ دور زد .
[ ابن عباس مى گويد : مقصود آتشى بود كه به آن باغ افتاد ] و آنان در خواب بودند ، آتش آن باغ را مانند شب تاريك سياه كرد ، هنگام بامداد صاحبان باغ يكديگر را صدا مى كردند كه برخيزيد صبحگاه بباغ برويم - اگر مى خواهيد محصول را بر داريد و ميوه ها را بچينيد - ، آنان اين تعهد را آهسته و پنهانى با يكديگر انجام دادند به خيال آن كه امروز فقيرى به باغ وارد نخواهد گشت ، با قصد ممنوع ساختن فقرا در حالى كه خود را توانا مى ديدند به راه افتادند ، وقتى كه باغ را با آن وضع سوخته ديدند ، گفتند ، ماييم كه حقيقتاً گمراهيم ، بلكه محروم حقيقى ما هستيم ، فرد متوسطشان گفت : من به شما نگفتم : تسبيح كنيد . گفتند : پاكيزه پروردگار ما ما از ستمكاران بودهايم . ) آيه « أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اَللَّطِيفُ اَلْخَبِيرُ ٦٧ : ١٤ . » [١] ( آيا خداوند نمى داند آن چه را كه آفريده است ، در حالى كه او لطيف و آگاه است ؟ ) « أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ الله يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْواهُمْ وَأَنَّ الله عَلَّامُ اَلْغُيُوبِ ٩ : ٧٨ . » [٢] ( آيا نمى دانند خداوند نهانىها و گفتگوى آهستهء آنها را مى داند و خداوند به تمام غيبها دانا است ) .
توضيح - اين مضمون كه خداوند تمام نجواها ( در گوشى صحبت كردن ) را مى داند در سه مورد از قرآن وارد شده است : المجادلة آيهء ٧ و الزخرف آيهء ٨٠ و الملك آيهء ١٤ .
[١] سوره الملك ، آيهء ١٤ . .
[٢] سوره التوبة ، آيهء ٧٨ . .