تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٦ - تفسير ابيات
نخواهد گشت ، روشنش بسازيد . به سراغ تهيهء مسكن به آن زنده هاى رنج ديده برويد كه حتى مرگ هم به ديدار آنها حاضر نيست نه پوششى دارند كه برو بيندازند و نه گليمى كه بتوانند پاى خود را به طور طبيعى روى آن دراز كنند و چند ساعت تلخى زندگى را به وسيلهء خواب فراموش كنند .
حماقت و بيمارى روانى هم اندازهاى دارد ، وقتى كه از اندازه اش گذشت ، وسيلهء زندگى ده ها بلكه صدها نفر را به عنوان جهيزيهء مرده ، بگور خاموش يك احمق مثل خودش مى فرستد و اطاق عروسى براى استخوانهاى پوسيده مى آرايد ، آرى :
« إِنَّ شَرَّ اَلدَّوَابِّ عِنْدَ الله اَلصُّمُّ اَلْبُكْمُ اَلَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ ٨ : ٢٢ . » [١] ( بدترين جانوران در نزد خداوند كر و لالهايى هستند كه تعقل نمى كنند ) .
چشم باز و گوش باز و اين عمى حيرتم از چشم بندى خدا
لازم نيست كه شما زحمت به خود بدهيد و نتيجهء كار خود و ديگران را به شكل تشريفات به خاك رفتگان در آوريد ، شما مطمئن باشيد آنان كه با بدن عريان به دخمهء تاريك سرازير شدهاند ، مشغول چشيدن كيفر همين تشريفاتند كه زندگانى خود را در راه آنها مستهلك ساختهاند . شما اين مسافرين دار ابديت را تا دروازهء خروجى زندگى بدرقه كنيد و بر گرديد ، اگر روح آن انسان كه اكنون از بدن جدا شده است ، مانند دوران زندگىاش سودى به حال انسانها دارد ، پاكان اولاد آدم مى آيند و براى قدردانى و نمودار ساختن موجوديت مفيد آنها بارگاه مناسب مى سازند و به عنوان سنگهايى كه در راه ، براى پيدا كردن مقصد نصب مى كنند ، قبرهاى مقدس آنان را مى آرايند .
آرى :
كعبه و سنگ نشانى است كه ره گم نشود حاجى احرام دگر بند و ببين يار كجاست
تفسير ابيات آقايان عزيز كه گرسنگى عنان اختيار از دستتان گرفته است ، اين حقيقت را
[١] سوره الانفال ، آيهء ٢٢ . .