تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٧ - موقعى به خودتان بد بين و بد گمان باشيد كه در مقابل انسانى مانند خودتان سر تسليم فرود مى آوريد
شايستهء يك رهبرى فكرى است نمى گويد : « انسان را دوست بداريد چون انسان است » بلكه مى گويد :
« انسان را دوست بداريد و به او مهر و وفا بورزيد چون ، ساختهء دست تواناى الهى و در مقابل او متعهد است » و به اين فورمول قناعت نورزد ، بلكه تمام جديت خود را مصروف بسازد كه وابستگى انسانها را به خدا و تعهدشان را در مقابل آن موجود برتر به آنان قابل درك بسازد .
((٣٤٠)) اين گمان بد بدان جا بر كه تو مى شوى در پيش همچون خود دو تو
موقعى به خودتان بد بين و بد گمان باشيد كه در مقابل انسانى مانند خودتان سر تسليم فرود مى آوريد وقيحترين قيافهء دو انسان موقعى نمودار مى شود كه يكى از آن دو سر تسليم فرود مى آورد و در مقابل ديگرى خم مى شود و بزانو در مى افتد و آن ديگرى هم اين شكست نابود كننده را از اولى مى پذيرد و دل خوش مى گردد . چه مى توان گفت در بارهء كسى كه براى پشيزى از مال يا براى به دست آوردن سر بلندى ، به گروهى مردم احمق مانند خودش ، كرنش مى كند فراموش مى كند كه انسان است و نمونهاى از عظمت و كبرياى خداوندى در درون او بنام روح وجود دارد ، سر در مقابل يك جانور ديگر بنام انسان فرود مى آورد ؟ شايد واقعيت اين طور باشد كه بايد به حال آن تيره بخت پليد گريست كه از سرمايهء عظمت و كبرياى خداوندى كه در نهادش وجود دارد ، روىگردان شده و در مقابل يك موجود مانند خويش بكرنش در مى آيد .
چه روح بزرگى دارد مردى كه شكست شخصيت و خم شدن قامتهاى ديگران را در مقابل خود شكستى براى خويشتن احساس كند چه سربلند است آن انسان كه پايين افتادن سرهاى آدميان را در رو در رويش سقوط خويشتن را به خاك مذلت تلقى