تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٧ - آيه
آيا براى آن است كه روح عظمت خود را در پيروزى و به دست آوردن مقاصد خود مى بيند ؟ ممكن است همهء اين موضوعات يا بعضى از آنها جواب گوى مسئلهء شكوفان شدن روح باشد و ممكن است چيز ديگر در پديدهء مزبور وجود دارد كه ما نمى دانيم .
ترتيب در جريان طبيعى انقباض و اندوه روانى و نمى خواهم بطريق ذيل مى باشد :
١ - احساس ضد حيات مطلوب يا ضد غريزى بودن يك موضوع . ممكن است گفته شود : تفاوت نمى خواهم با مى خواهم در اين مرحلهء اول روشن است ، زيرا مرحلهء اول مى خواهم غريزه است كه يك نيرو يا پديدهء وجودى است كه در فعاليت و هيجان خود احتياجى به آگاهى به وجود غريزه ندارد ، در صورتى كه نمى خواهم پديده ايست كه مستلزم آگاهى به موضوعى است كه ضد حيات مطلوب يا ضد غريزه مى باشد .
اين تفاوت چندان عموميت ندارد ، زيرا اگر مقصود از آگاهى يك معناى عمومى باشد كه حتى شامل عكس العمل بازتابى در مقابل ضد حيات مطلوب و ضد غريزه بوده باشد ، مى توان گفت :
مرحلهء اول نمى خواهم و انقباض داراى آگاهى مى باشد . باز ممكن است گفته شود : تفاوت اساسى در همان است كه غريزه يا خود حيات يك امر مثبت است يعنى به دست آوردن مقتضى براى بقا و فعاليت يا برداشتن موانع از سر راه استمرار و فعاليت آن دو ، مستند به يك امر وجودى است .
اين روش در تفكيك مرحلهء اول مى خواهم و نمى خواهم صحيح به نظر نمى رسد ، بلكه بايد گفت : هر دو پديده مى خواهم و نمى خواهم بالاخره به يك موضوع مثبت مستند مى باشد ، كه عبارت است از حيات مطلوب يا غريزه .
اين موضوع دو نيروى مثبت و منفى را در طبيعت انسانى به وجود مى آورد كه به طور خود آگاه يا ناخود آگاه مشغول فعاليت مى شوند ، به طورى كه مى توان گفت خواستن حيات و نخواستن مرگ ، خواستن اشباع غريزه و نخواستن خنثى شدن آن دوشا دوش